LOADING

جستجو

اطلاعیه‌های تشکیلات چرخان روز جهانی زن

فرخنده باد ۸ مارس، روز همبستگی جهانی زنان برای دستیابی به برابری جنسیتی، رفع تبعیض و رهایی زنان از قوانین قرون وسطایی

اعلامیه تشکیلات دموکراتیک زنان ایران به مناسبت ۸ مارس روز همبستگی جهانی زنان – فرخنده باد ۸ مارس، روز همبستگی جهانی زنان برای دستیابی به برابری جنسیتی، رفع تبعیض و رهایی زنان از قوانین قرون وسطایی

زنان مبارز ایران!
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران فرا رسیدن ۸ مارس (۱۷ اسفندماه) را، به همهٔ زنان ستمدیده ایران، و همۀ کنشگران و فعالان جنبش زنان که در راه دگرگون کردن روابط و قوانین زن‌ ستیز جامعهٔ کهنه و ایجاد نظم نوینی عاری از ستم طبقاتی و مبتنی بر برابری حقوق زن و مرد و عدالت اجتماعی تلاش می کنند، تبریک می‌ گوید.
۸ مارس روز گرامی داشت مبارزه زنان جهان برای ساختن دنیایی بهتر است که هر ساله توسط زنان و سایر نیروهای مترقی در سراسر جهان جشن گرفته می شود. نیروهای مترقی یک صدا با هم خاطره شکوهمند جنبشی که توسط کلارازتکین و دیگر فعالان جنبش کارگری و کمونیستی در سال ۱۹۱۰ بنیانگذاری شد، را گرامی می دارند.
جنبشی مترقی ای که با اهداف برابری و رفع تبعیض جنسیتی و طبقاتی –پا گرفت، بتدریج راه خود را در سراسر جهان و با استقبال کم نظیر زنان باز کرد؛ و از اروپا تا آمریکای مرکزی و لاتین، از آسیا تا آفریقا، گسترش یافت و دستاوردهای مهمی را به‌ همراه داشته است، از جمله ‌این دست آوردها می تواند اشاره کرد به: بهبود شرایط کار برای زنان، کاهش نابرابری حقوقی بین زنان و مردان، کاهش نرخ بیسوادی زنان و رشد آموزش‌ های تخصصی آنان، تصدی مشاغل مهم اجتماعی اقتصادی و سیاسی، تقویت و همبستگی میان زنان کشورهای مختلف جهان از طریق کنگره‌ ها و نشست ‌های جهانی، برنامه ‌ریزی برای توانمند سازی زنان، گسترش گفتمان انواع خشونت علیه زنان و محکوم کردن هر نوع خشونت علیه آنان، افزایش نقش زنان در مبارزه برای صلح، محیط زیست و برای رفع معضلات اجتماعی – تشکیل و گسترش اتحادیه ‌ها و نهاد ‌های غیردولتی در دفاع از حقوق زنان و سازمان ‌دهی مبارزات آنان و نه تنها زنان بلکه در رابطه با حقوق کودکان، اقلیت‌ های جنسی و نژادی و دینی و مبارزه برای داشتن حق زنان بر بدن خویش، مانند مبارزه برای سقط جنین و… دستاوردهای عظیمی هستند که شرایط و زمینه برای رسیدن به دنیایی بهتر و انسانی تر را هموار می ‌سازند.
اما واقعیت این است که هنوز تا دستیابی کامل به موارد فوق و برابری جنسیتی و رهایی زنان از ستم طبقاتی- جنسی در سرتاسر جهان، راهی بس دراز در پیش است. مخصوصا در سال های اخیر که نظام سرمایه داری بحران خود را بیش از پیش بر دوش زنان گذاشته و آسیب پذیرترین قربانیان نئولیبرالیسم را زنان تشکیل می دهند و در نتیجه ما شاهد سخت تر شدن زندگی و فقر بیشتر زنان در سراسر جهان و خشونت علیه آنان هستیم. به علاوه بحران سلامتی، کرونا، نیز سبب تشدید این موارد علیه زنان شده است.

۸ مارس در ایران
اولین جشن ۸ مارس توسط جمعیت پیک سعادت نسوان در سال ۱۳۰۱- یعنی ۱۲ سال پس از تعیین روز جهانی زن- در ایران برگزار شد. این جمعیت در سال ۱۳۰۰ در رشت با اساسنامه و برنامه‌ای مشخص که به دست آوردن حقوق مدنی و اجتماعی زنان و اصلاحات اساسی در رأس آن بود، تشکیل شده بود. برای نمونه در شمارهٔ سوّم ٔ »پیک سعادت نسوان«ارگان این جمعیت، ضمن درج مقاله ‌ای با عنوان »زن و مرد«راجع به نابرابری اجتماعی زن و مرد نوشته شده و نسبت دادن دلیل این نا برابری‌ها به تفاوت جسمی زن و مرد «عقیده‌ای طفلانه» خوانده شده است.
پس از سقوط پهلوی اول و بنیانگذاری حزب توده ایران و تشکیلات دموکراتیک زنان در فضای نسبتا باز دهه بیست، ادامه پیگیری آرمان های پیشاهنگان اولیه زنان – نیاز به کار سازمان یافته در میان زنان و بردن گفتمان جنسیتی به درون جامعه – در دستور کار تشکیلات دموکراتیک زنان قرار گرفت. حزب توده ایران نخستین حزب سیاسی بود که خواسته های زنان را در برنامه خود آورد و فراکسیون پارلمانی حزب لایحه برابری زن و مرد را به مجلس برد (۱۳۲۲) که با مخالفت نمایندگان حتی نمایندگان مترقی مجلس روبرو شد.
زنده یاد مریم فیروز مسئول تشکیلات دموکراتیک زنان و سایر اعضا و هواداران تشکیلات توانستند در شرایط سخت و اغلب نیمه علنی همراه با سرکوب، در کنار چاپ نشریات گوناگون، کلاس های سوادآموزی، خیاطی، بهداشت، کمک رسانی به مناطق محروم، پی ریزی نهاد های مدنی مختلف-این تجربه ماندگار در جنبش زنان- را سازماندهی و از این طریق خواسته های زنان را به درون جامعه ببرند. تشکل هایی مانند شورای مادران، جمعیت هواداران صلح، جمعیت حمایت کودک، اتحادیه زنان زحمتکش.

تلاش های بی وقفه تشکیلات دموکراتیک زنان در همان دوران کوتاه علنی؛ از مبارزه برای کسب حق رای گرفته (در زمان تجدید نظر در قانون انتخابات در مجلس) گرفته تا مبارزه برای صلح (جنگ جهانی دوم) یا بهبودی وضعیت زنان کارگر و برگزاری با شکوه ۸ مارس و نیز برگزاری کنگره وسیع زنان به بهانه مراسم عروسی… تاثیر بسزایی در آگاه سازی و بردن گفتمان جنسیتی به درون جامعه آن روز ایران داشت. به همین دلیل در سال ۳۲، قبل از کودتای ۲۸ مرداد، تنها در تهران بنا به گزارش رسانه های خارجی هزاران زن (۶۰۰۰ زن بنا به گزارش خبرنگار یونایتد پرس) در بزرگداشت ۸ مارس شرکت داشتند.
محمد رضا شاه نیز مانند پدرش پس از کودتای ۲۸ مرداد و در پی سرکوب همه سازمان های مترقی از جمله زنان ، سازمان زنان ایران که وابسته به در بار و ریاست آن با اشرف پهلوی بود را بوجود آورد تا مبارزه زنان را مهار و زیر مدیریت و کنترل خود درآورد. او نیز که مانند پدرش خود را منجی زنان ایران می نامید و نگاهی تحقیر آمیز نسبت به زنان داشت بالاخره در پی سال ها مبارزه پیگیر زنان مجبور شد که حق انتخاب کردن و انتخاب شدن و برخی تعدیل ها در قانون مدنی را به رسمیت بشناسد در حالی که کشور در بحران و خفقان کامل بسر می برد.
در شرایطی که بدون دگرگونی های اساسی و قدم های واقعی در وضعیت زنان از جمله معضل بیکاری و آمار بالای بیسوادی زنان ( در سال ۵۴ آمارها از بیسوادی ۹۱ درصد زنان روستایی و ۷۳ زنان در مجموع کشور حکایت دارد و بیکاری) و بدون کسب مهارت های شغلی برای زنان و در نبود تامین اجتماعی و استقلال مادی، حتی داشتن حق طلاق بیشتر جنبه تزئینی داشت تا حل واقعی معضلات زنان و جامعه. خفقان و دیکتاتوری پهلوی دوم در کنار فقر و افزایش شکاف طبقاتی در دهه ۵۰ سبب شد تا بسیاری از دختران جوان و دانشجو پا به پای مردان جوان به مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه روی آورند و در این راه بسیاری از سرمایه های مملکت در نبرد با ساواک شاه یا در زندان ها به شهادت رسیدند. در آن زمان نیز مثل امروز برابری فقط در اعدام و شکنجه نصیب زنان ایران بود.

نقش و حضور زنان در انقلاب بهمن ماه ۱۳۵۷
شرکت وسیع و میلیونی زنان ایران در انقلاب ۵۷ برای آستقلال و آزادی و سرنگونی دیکتاتوری پهلوی باعث حیرت جهانیان شد. حضور نزدیک به یک میلیون زن از گروه ‌ها و سازمان‌ های مختلف در خیابان‌ های تهران، در نخستین سالروز ۸ مارس پس از انقلاب بهمن نشانۀ روشنی از حضور و مبارزۀ درخشان زنان میهن ما برای تحقق حقوق شان در پی پیروزی انقلاب بود.
اما این بار نیز زنان، مانند انقلاب مشروطه نه تنها سهمی از پیروز انقلاب نبردند بلکه برخی از حقوق مدنی زنان که طی سال ها مبارزه بدست آمده بود، اولین قربانی تهاجم رژیم زن ستیز و ارتجاعی شد، و این می توانست هشداری برای نیروهای مترقی و سازمان های مدافع حقوق زنان باشد که بتدریج روند دگرگونی ها ی اجتماعی با خواسته ها و منافع زنان فاصله پیدا کرده و یک بار دیگر این درس بزرگ را به ما آموخت و ثابت کرد که با پایمال کردن حقوق زنان و بدون آزادی نیمی از جامعه، نمی توان به آزادی واقعی و برابری دست یافت.
اولین اعتراض به حکومت جدید بر خاسته از انقلاب علیه حجاب اجباری توسط زنان صورت گرفت که این هشدار متاسفانه در شرایط آن روز های پرشور به دلیل شرایط بغرنج آن روزها اهمیت داده نشد. در نخستین هفته های شکل گیری جمهوری اسلامی قانون حمایت از خانواده، »خلاف شرع« و ملغی اعلام گردید و جای خود را به »قانون مدنی« مصوب سال ۱۳۱۴ (دوران حکومت رضا شاه) داد که به موجب یکی از مواد آن مرد حق داشت هر وقت اراده کند، همسر خود را طلاق داده یا حضانت را از زن سلب کند. در این رابطه فعالان تشکیلات دموکراتیک زنان ایران طوماری بر علیه قوانین نابرابری همچون تعدد زوجات تهیه کرده و امضاهای جمع‌آوری شده برای این طومار را به گوهرالشریعه دستغیب، نماینده مجلس رساندند. این اعتراض‌ها به جایی نرسید و نیز صداهای اعتراض آمیزی که از سوی سایر زنان سکولار و یا حقوقدان در مورد نقض قوانین مدنی مثل حق قضاوت زنان و یا در مورد قوانین چند همسری که توسط زنان مذهبی همچون اعظم طالقانی و گوهر‌الشریعه دستغیب بلند می‌ شد، نیز نتوانست مانع از لغو همان اندک قوانین برابر برای زنان در خانواده شود.

برگزاری ۸ مارس در دهه ۷۰ و آغاز فعالیت مشترک زنان
برگزاری ۸ مارس که تا آن زمان عمدتا در محفل های خصوصی جشن گرفته می ‌شد. در دهه ۷۰ که در نتیجه مبارزات مردم فضای سیاسی کمی باز تر شد، زنان دو باره برای پیگیری مطالبات خود مصمم شدند. آنان با نهاد سازی و ثبت انجمن های غیر دولتی در زمینه های مختلف مثل محیط زیست یا کودکان کار و کار آفرینی برای زنان محروم، تلاش کردند تا به فضای عمومی بازگردند. نخستین نقطه اشتراک زنان برگزاری ۸ مارس تعیین و اولین حرکت مشترک زنان، تلاش برای پیوستن به کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض بود. اولین ۸ مارس در سال ۷۸ در مکان عمومی برگزار شد و سال های بعد نیز در جاهای های عمومی مثل خانه هنرمندان و یا پارک لاله و بعدتر برای پیگیری خواسته های خود به خیابان ها هم آمدند. کارزارهای مختلف زنان از جمله کمپین یک میلیون امضا برای لغو قوانین تبعیض آمیز، لغو سنگسار، لغو اعدام، به گسترش گفتمان جنسیتی و حقوق بشری در جامعه کمک فراوان کرد. در نتیجه این تلاش ها لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض در مجلس سال۱۳۸۲ تصویب شد که بلافاصله شورای نگهبان ارتجاع آن را رد و به مجمع تشخیص مصلحت فرستاده شد.
زنان با طرح مطالبات خود در آستانه انتخابات سال ۱۳۸۸ و اعلام اینکه “برابری حقوقی و رفع تبعیض های جنسیتی، قومی و طبقاتی جوهر و شالوده ی مشترک مطالبات زنان در تمامی اقشار جامعه است” خواستار گنجاندن اصل ”برابری جنسیتی بدون قید و شرط“ در قانون اساسی کشور و پیگیری مجدد پیوستن ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان شدند.
بعد از کودتای انتخاباتی ولی فقیه و سرکوب جنبش سبز در سال ۸۸، زنان کمتر به فضای عمومی برای برگزاری ۸ مارس یا مراسم های مختلف دسترسی پیدا کردند اما اشکال دیگری از مبارزه را برگزیدند. در این سالها فعالان حقوق زنان به طرق مختلف از قبیل ائتلاف ها و کارزارهای متنوع (از جمع آوری و دادن امضا برای لغو چند همسری گرفته تا مبارزه علیه حجاب، کمپین رفتن به استادیوم، اسید پاشی و این اواخر کارزارهای خشونت علیه زنان و کودکان و ازدواج کودکان، آزار جنسی) سمینارها و برگزاری کارگاه‌های مرتبط با جنسیت ، راه اندازی سایت های مختلف و شبکه های اجتماعی و حتی استفاده هوشیارانه از صفحات روزنامه های رسمی، در ارتقای آگاهی جنسیتی و نهادینه کردن مطالبات خود در جامعه تلاش کرده و هزینه آن را با سرکوب و زندان می پردازند.
افزایش فشار‌های اقتصادی و اجتماعی در کنار افزایش آگاهی جنسیتی، حضور زنان برای مبارزه علیه استبداد و پیکار با فقر و دگرگون سازی روابط مردسالارانه و زن ستیزانه رژیم ولایی را شدت بخشیده است. زنان در همه جا حضور پر رنگ و فعال دارند: از اعتراضات سال ۹۶ و ۹۸ بخاطر فقر و گرانی و اعتراضات پی در پی بازنشستگان، پرستاران، معلمان، دانشجویان، کارگران و خانواده های جان باختگان هواپیما گرفته تا مبارزه علیه کودک همسری، خشونت علیه زنان و کودکان، نافرمانی مدنی در برابر پوشش اجباری، تخریب محیط زیست وغیره.

زنان؛ مصمم در پیگیری خواسته های جنسیتی و طبقاتی

با توجه به سیاست اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رژیم ، آن چه در میهن ما جریان دارد افزایش نرخ بیکاری به ویژه نرخ بیکاری زنان همراه با افزایش نرخ تورم است که بار آن بر دوش اقشار فرودست جامعه به ویژه زنان سنگینی می کند. این امر منجربه ترک تحصیل کودکان قشر محروم، سوءتغذیه و حذف هزینه‌های درمانی و بهداشتی، افزایش بیماری‌های جسمی و روحی در بین کارگران و اقشار تهیدست جامعه شده و بر شدتِ فقر و بی‌خانمانی و اعتیاد و دزدی و تن‌فروشی، خودکشی، کارِ کودکان، گور خوابی، کارتن خوابی، زباله گردی و فروش کلیه و… برای تامین مخارج زندگی افزوده است.
اما در حالی که جامعه با انباشت عظیمی از معضلات اقتصادی و مطالبات اجتماعی، با بحران عمیقی روبرو است، زنان به اشکال مختلف مطالبات برابر خواهانه و دموکراتیک خود را در جامعه گسترش می دهند، آنان به درستی واقفند که بدون تغییرات ساختاری، حل معضلات اقتصادی و اجتماعی امکان پذیر نبوده و رفع آن از رژیم ارتجاعی و زن ستیز ولایت فقیهی بر نمی آید: مطالباتی از قبیل فقر زدایی و لغو قوانین تبعیض آمیز و محدودیت ها در امر اشتغال و تحصیل زنان و فراهم آوردن قوانینی در جهت اشتغال و دستمزد برابر، افزایش حداقل دستمزد زنان (و مردان) کارگر بر اساس سبد معیشت خانواده، حق ارث و دیه برابر، دسترسی به مهد کودک، داشتن بیمه، نبود آزار جنسی در محیط کار و فضای عمومی، تصویب قوانین حمایتی در زمینه منع انواع خشونت به ویژه خشونت خانوادگی ، چند همسری، حق حضانت، رد کلیشه های جنسیتی و فرهنگ زن ستیز که توسط نهادهای رسمی باز تولید می شوند، لغو کودک همسری، لغو کنترل بر بدن زن به اشکال مختلف (حجاب اجباری، ممنوع بودن سقط جنین و سیاست افزایش جمعیت ولی فقیه) توانمند سازی زنان به ویژه برای لایه های محروم زنان،کاهش نرخ بیسوادی و رشد آموزش های تخصصی زنان.
با این حال موفقیت های زنان ایران در این سال ها – با تمام محدودیت ها و ممانعت ها ی اعمال شده از طرف رژیم- در رساندن صدای گفتمان جنسیتی به درون جامعه، بی شک یکی از دستاوردهای مهم جنبش مستقل زنان است. به همین سبب رژیم ولایی به سرکوب بیشتر فعالان و کنشگران زنان روی آورده است تا مانع از رشد روز افزون آگاهی زنان و کوچک ترین تغییر در حقوق مدنی آنان شود.
هم اکنون زندان های ایران صدها زندانی سیاسی و عقیدتی زن را در خود جای داده است: از کنشگران مدنی و حقوق بشری و محیط زیستی گرفته تا زنان فعال کارگری و دانشجویی، حقوق کودکان، وکلای آزاده، زنان هنرمند، خبرنگار، زنان خانه دار و دختران جوانی که در اعتراض های دیماه ۹۶ و ۹۸ شرکت داشتند. اما با تمام سرکوب ها مبارزه به اشکال مختلف در بطن جامعه جریان دارد و زنان به خوبی واقفند که با تشکل یابی و پیوند خواسته های بر حق و دموکراتیک زنان با خواست های جنبش مردمی و همراه با اتحاد عمل همه نیروهای مردمی می توان به پیروزی دست یافت و راه را برای دگرگونی های بنیادی هموار کرد.

پیش به سوی تشدید مبارزه برای آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی!
گسترده تر باد مبارزۀ برای برابری حقوق و پایان دادن به ستم جنسیتی!
درود به زندانیان زن مبارزی که در زندان‌های قرون وسطایی رژیم به پیکار دلیرانهٔ خود ادامه می‌دهند!
درود بر زنان کارگر و زحمتکش میهن مان که برای احقاق حقوق خود مبارزه میکنند!
درود بر همسران و مادران داغدار و پیکارگر

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
۱۰ اسفند ۹۹