LOADING

جستجو

برخی آثار و مطالب زنان پیشرو توده ای زنان در آینه تاریخ مطالب برگزیده

پیکار رهایی بخش زنان ایران/ هما هوشمند راد

 

سایت تشکیلات دموگراتیک زنان ایران به منظور انتقال تجربه های مبارزاتی زنان پیشرو در سال های ستمشاهی، بخشی از آثار زنان توده ای را  باز نشر می دهد که بسیاری از این تجارب در سال های اخیر و در رژیم زن ستیز ولایی به اشکال مختلف توسط زنان مبارز ایران به کار گرفته شده و مبارزه پیگیرانه زنان برای آزادی و برابری و رفع ستم جنسیتی هم چنان در کشور ما ادامه دارد  . این بار مطلبی از زنده یاد هما هوشمند راد درج می شود.

هما هوشمند راد مبارز برجسته حقوق زنان و یکی از بنیانگذاران مجله « بیداری ما»، ارگان تشکیلات دموکراتیک زنان ایران بود که در سال ۱۳۵۴ در مهاجرت ناهواسته در سن ۵۱ سالگی درگذشت.

پیکار رهایی بخش زنان ایران/ هما هوشمند راد

بنا به پیشنهاد فدراسیون دموکراتیک بین المللی زنان، سال ۱۹۷۵ از طرف سازمان ملل متحد، سال جهانی زن اعلام شده است، و بدین مناسبت خاندان پهلوی، برای نطق و خطابه در باره «آزادی زنان ایرانی» و «نجات آنان» از قید اسارت، بدست (پدر و برادر و شوهر تاجدار) بهانه تازه ای پیدا کرده اند. شایسته است که ما به مناسبت برگزاری سال بین المللی زن تاریخ جنبش زنان ایران را در یک دوران خاص(۱)  یعنی از تاسیس حزب توده ایران تاکنون ورق بزنیم، تا روشن شود که نه شاه و نه خاندان پهلوی، بلکه سازمان های مترقی و در راس آنان ، حزب توده ایران برای آزادی زنان ایران مبارزه کرده و در راه بیداری آنان کوشیده اند.

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران رهبری کننده مبارزات زنان ایران

شهریور ۱۳۲۰ آزادی را برای مردم محروم و زجر دیده ایران به ارمغان آورد و دیکتاتوری رضا شاه پایان پذیرفت، درهای زندان ها گشوده شد و آزادی خواهانی که به جرم میهن پرستی و مبارزه در راه آزادی خلق خود، سال ها به زنجیر کشیده بودند، آزاد شدند. حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر، به دست عده ای از این آزاد شدگان تاسیس  گردید، آزاد زنانی که فشار و خفقان دوران رضا شاهی را اضافه بر محنت و رنج خاص زن بودن، نیز تحمل کرده بودند، بسوی حزب توده ایران ، حزب طبقه کارگر روی آوردند. شرایط عقب مانده اجتماع آن روزی ایران، باعث شد که حزب عضویت این زنان را کمی به تعویق اندازد. اما این زنان پیشرو، برای مبارزه در راه بدست آوردن حقوق حقه خود، گرد هم جمع شده و از همان آغاز، نام سازمان کوچک خود را «تشکیلات زنان» گذاشتند. اندکی بعد، حزب توده ایران، با تنظیم مرامنامه خود که در آن تساوی حقوق زن و مرد را در همه شئون اجتماعی اعلام کرده بود، این هسته متشکل و کوچک را به عضویت پذیرفت و به آنان به عنوان فراکسیون حزبی زنان، ماموریت کار وسیع بین قشرهای مختلف زنان ایران را واگذار نمود.

در تیرماه ۱۳۲۲ تشکیلات زنان ایران، برنامه کار خود را با شعارهای مبارزه علیه فاشیسم، مبارزه در راه به دست آوردن حقوق مساوی با مردان، مبارزه با استعمار، مبارزه در راه حفظ صلح  و مبارزه برای دستمزد مساوی با مردان در مقابل کار مساوی، آغاز کرد و با تشکیل کنفرانس های  هفتگی، زنان را به تشکل فرا خواند و کلاس های مبارزه با بیسوادی برای زنان تاسیس نمود. اندکی بعد مجله «بیداری ما» به عنوان ارگان تشکیلات زنان انتشار یافت.

در جنب شورای متحده مرکزی ایران، اتحادیه ای به نام « اتحادیه زنان زحمتکش» نیز در همین دوران تاسیس شده بود که در سال ۱۳۲۵ به تشکیلات زنان ایران پیوست.

با تشکیل حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۴، زنان آذربایجان برای اولین بار در انتخابات مجلس ملی شرکت کردند و حکومت ملی آذربایجان حقوق مساوی با مردان را در تمام شئون اجتماعی که مرامنامه حزب توده ایران برای زنان سراسر کشور شناخته بود، به آنان اعطا کرد.

زنان عضو فرقه دموکرات آذربایجان فعالانه برای برقراری حکومت ملی در آذربایجان مبارزه کردند و نبرد آنان در مقابل یورش ارتش و دژخیمان ، شحاعانه و قهرمانانه بود (۲ ) .

در سال ۱۳۲۵ تشکیلات زنان به عضویت فدراسیون دموکراتیک بین المللی زنان که مدافع حقوق همه زنان دنیا است در آمد و از آن پس « تشکیلات دموکراتیک زنان ایران» نامیده شد.

در بهمن ماه ۱۳۲۷، حزب توده ایران و سازمان های دموکراتیک و توده ای از جمله تشکیلات دموکراتیک زنان ایران ، مورد هجوم وحشیانه پلیس و نظامیان قرار گرفتند و غیر قانونی اعلام شدند.

مجله «بیداری ما» توقیف گردید و مسئولین تشکیلات در تهران و شهرستان ها، زندانی شده یا سخت تحت تعقیب قرار گرفتند. دبیر تشکیلات نیز با حکم غیابی به زندان ابد محکوم گردید. تشکیلات زنان به ناچار راه اختفا برگزید و زنان و دختران را در حوزه های کوچک جمع آوری کرد.

دو نشریه مخفی پلی کپی شده یکی برای زنان و دیگری برای دختران انتشار یافت. کمیته های مخفی تشکیلات در تمام شهرستان های ایران فعالیت مخفی خود را آغاز کردند.

در سال هیئت ۱۳۲۹ اجرائیه  تشکیلات زنان انتشار یک روزنامه علنی را برای ادامه مبارزه  زنان، ضرور تشخیص داد و روزنامه « جهان تابان» با شعارهای « تساوی حقوق زنان با مردان، مبارزه در راه صلح و دفاع از حقوق کودکان» منتشر گردید.

سازمان زنان ایران ادامه دهنده راه تشکیلات زنان ایران

تشکیلات زنان که غیرقانونی اعلام شده بود و نمی توانست به طور علنی کار خود را در میان توده های زن دنبال نماید ایجاد یک سازمان علنی برای متشکل کردن زنان ایران را پی ریزی نمود و عده ای از مسئولین تشکیلات زنان، مامور تاسیس و رهبری چنین سازمانی شدند.

هیئت تحریریه «جهان زنان» در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۳۰ به عنوان موسس، دعوت نامه ای برای عده ای از زنان مترقی فرستاد و از آن ها خواست که برای ایجاد سازمان زنان با هیئت تحریریه همکاری نمایند و در کنفرانس بزرگی در سالن تاتر سعدی در تهران تاسیس سازمان زنان ایران اعلام شد. این سازمان در اندک مدتی توانست قشرهای مختلف زنان را در صفوف خود متشکل کند. در اولین پیام کنفرانس چنین ذکر شده بود:

« سازمان ما که مدت چند هفته است تشکیل گردیده، در حقیقت چون طفل نوزادی است که باید از او مواظبت بسیار نمود و این وظیفه به عهده تمام زنان ایران است، زیرا این سازمان به وجود نیامده مگر برای این که تمام زنان ایران را  در یک صف نیرومندی متحد سازد. در کشورهای مترقی زنان مانند مردان در شئون اجتماعی شرکت می کنند و انتخاب می شوند ، در امور سیاسی سهم به سزایی دارند، این مشاغل مانع از آن نیست که این زنان مادرانی بیدار و لایق باشند، به عکس شرکت در امور کشور آن ها را آگاه تر می سازد. آن ها را متوجه می کند که چه راهی برای سعادت و ترقی عزیزانشان باید انتخاب نمایند.. هدف این سازمان آزادی و استقلال کشور ایران و دفاع از صلح جهانی است، ما آرزو داریم که خانه و خانواده خود را در صلح و صفا بسازیم».

کلوپ سازمان زنان ایران در تهران شروع به کار کرد و با دائر نمودن کتابخانه و باشگاه ورزش برای دختران، محل سازمان را برای ورود همه زنان تهران باز گذاشت. کمیته خاصی برای دختران ایجاد گردید و کلاس های مبارزه با بیسوادی و تدریس زبان های خارجی، خیاطی و گلدوزی احداث شد. این سازمان در شهرستان های مختلف ایران نیز شعبه های خود را ایجاد نمود و در بعضی از شهرستان ها از جمله آبادان از قشرهای مختلف از زنان به طرف آن روی آوردند. اولین شماره روزنامه « جهان زنان » ارگان سازمان زنان ایران با شعار « زنان ایران برای به دست آوردن حقوق خود متحد شوید » در ۲۴ آبان ۱۳۳۰ انتشار یافت.

شورای مادران

تشکیلات دموکراتیک زنان در دوران اختفای خود در سال ۱۳۳۰ مادران، این نیروی عظیمی را که با ثبات در دفاع از فرزندان خود می کوشند، برای مبارزات محلی و موضعی در شوراهای مادران متشکل کرد. این شوراها برای رسیدگی به خانواده ها و اشکالات آن ها در محل، فعالیت می کردند و برای تاسیس مدرسه در محل، اسفالت خیابان، برق محل و از این قبیل خواست ها، به ادارات دولتی جمعا رجوع می نمودند. باید گفت که شورای مادران در اقدامات خود موفقیت های زیاد داشت و زنان به خصوص زنان محلات کارگر نشین دور آن حلقه زدند.

نقش مجله « بیداری ما » و روزنامه «جهان زنان » در مبارزات زنان ایران

مجله « بیداری ما » که با شعار « ما هم در این خانه حقی داریم » به عنوان ارگان مرکزی تشکیلات زنان انتشار یافت، از آغاز تا هنگام توقیف آن (بهمن ۱۳۲۷) در راه بیداری زنان ایران و متشکل کردن مبارزه آنان نقش شایسته ای را ایفا کرده است. ناگفته نماند که این مجله در زمانی که زنان هنوز در مبارزات نا آزموده بودند و امکانات زیادی نداشتند، با محتوای کاملا ارزنده ای انتشار یافت و در راه شناساندن مبارزه زنان کشورهای جهان، منعکس کردن زندگی اسارت بار زن ایرانی و دفاع از حقوق کودکان، کوشش می کرد و زنان را به مبارزه دوشادوش با مردان علیه استعمار دعوت می نمود.

روزنامه «جهان تابان » و پس از آن «جهان زنان » ایفای نقش گسترده تری را برای تشکل همه زنان ایران، از هر قشر و طبقه ای به عهده گرفتند. برای نمونه مطالبی از بعضی از صفحات « جهان زنان » را یاد آور می شویم.  در اولین شماره «جهان زنان » ( ۲۴ آبان ۱۳۳۰) در پیام خود به زنان ایران می نویسد:

« این نامه در حقیقت صدای تمام زنان ایرانی می باشد و منعکس کننده دردها، محرومیت ها و خواسته های آن ها است. در این روزنامه کوشش می شود که راه و رسم مبارزه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده خود و کودکانمان نشان داده شود. آن روز ما وظیفه خود را در مقابل ملت خود انجام خواهیم داد که همه با هم بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی، تنها به خاطر نجات ملت ایران، متحد و متفق گام بر داریم».

عنوان مقالات شماره های دیگر چنین است : « به زنان کارگر اصفهان چه می گذرد»، « شورای دانشگاه باید به خواست های دانشجویان قهرمان تهران جواب مثبت دهد»، باید به دختران فارغالتحصیل دانشکده حقوق این امکان داده شود که در رشته تخصصی خود به کار بپردازند»، « با کنار گذاردن زنان از صحنه سیاست، پایه های خانواده و اصول تعلیم و تربیت کودکان را متزلزل می سازید»، « احزاب و سازمان های دموکراتیک باید آزادانه فعالیت نمایند»، « مذهب اسلام به هیچ وجه زنان را از شرکت در امور سیاسی و اجتماعی منع ننموده است »، « قبول کمک نظامی  از آمریکا خیانت بزرگی به ملت ایران است». علاوه بر این «جهان زنان» زندگی زنان برجسته ایران، از جمله پروین اعتصامی، ستاره ای که در آسمان ادب ایران درخشید و محترم اسکندری مبارز راه آزادی زنان را منعکس کرده و آنان را به زنان ایران شناساند.

شرکت در تظاهرات سیاسی 

این دو سازمان، تنها فعالیت شان منحصر به آگاه کردن زنان در باره حقوق خودشان نبود، سرلوحه مبارزه این سازمان ها پیکار دوشادوش با مردان در مبارزات ضد استعماری ایران بود. در اولین نمایشی که حزب توده ایران، در باره نفت ترتیب داد، برای نخستین بار تعدادی از زنان در صفوف تظاهر کنندگان حرکت می کردند و با سربازان و افسرانی که برای جلوگیری از تظاهرات به خیابان ها آمده بودند سخن می گفتند و آن ها را از اسلحه کشیدن بروی برادران خود منع می نمودند و پس از آن نیز زنان در متینگ ها و نظاهرات شرکت داشتند. در بهمن ۱۳۲۷ عده ای از رهبران و افراد حزب توده ایران دستگیر شدند و پس از چندی اعضا کمیته مرکزی و رفیق شهید خسرو روزبه را به زندان های جنوب و نقاط بد آب و هوا گسیل داشتند. در تمام این دوران، خانواده های زندانیان با رهبری تشکیلات دموکراتیک زنان، با رجوع دائم به مراجع قانونگذاری و رجال سرشناس، برای عودت دادن زندانیان به تهران فعالانه مبارزه کردند و بالاخره در زیر سرنیزه حکومت نظامی، سکوت مرگبار زائیده بهمن ۲۷ را درهم شکستند. اجتماع بزرگ زنان با شعارهای « شوهران، پدران، برادران ما را آزاد کنید» در مقابل مجلس تظاهرات کرده و چند تن از خانواده ها علیرغم تهدید نظامیان خود را به داخل مجلس انداخته و روزها در آن جا تحصن گزیدند و آن ها تقاضای برگشت زندانیان سیاسی را به تهران داشتند.

در تظاهرات ۲۳ تیر۱۳۳۰ که علیه ورود هاریمن به ایران انجام گرفت و به خون کشیده شد، زنان دلیرانه در مقابل تانک ها و سرنیزه ها ایستادند. روزنامه ها گزارش ۲۳ تیر را منعکس نموده و زیر عنوان ژاندارک ها نوشتند:

« تانک ها به سرعت زیادی از چهارراه مخبرالدوله به سمت میدان بهارستان می تاختند. زنان دوشادوش مردان به طرف تانک ها دویده و فریاد می کردند، ما از پای نخواهیم نشست، انتقام خون عزیزان مان را  خواهیم گرفت. در این میان زن کهنسالی، با دو دختر جوان در جلو تانکی به زمین افتاده و به سختی مجروح شدند».

در دوران حاد مبارزات نفت، یعنی از ۳۰ تیر ۱۳۳۰ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در تمام تظاهراتی که به خاطر ملی کردن نفت از طرف جمعیت مبارزه با استعمار ترتیب داده شد، زنان مجدانه شرکت داشتند. در روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۲، روز همه پرسی دکتر مصدق که حزب توده ایران فعالانه در آن شرکت داشت، زنان برای نخستین بار به پای صندوق آرا رفته و در تعیین سرنوشت خود شرکت کردند.

در سال ۱۳۳۰ که کاندیداهای حزب توده ایران برای فعالیت انتخاباتی خود به شهرستان ها رهسپار شدند، زنان و دختران با شرکت در متینگ های انتخاباتی به نفع کاندیداهای واقعی مردم، مبارزه می کردند. در شیراز کاندیداهای حزب، توسط پلیس مورد ضرب و جرح قرار گرفتند. روزنامه آتشبار (۱۶ فروردین ۱۳۳۰) متن تلگراف سازمان زنان را به عنوان اعتراض به دولت چاپ کرد، در این تلگراف تذکر داده شده بود که « تظاهرات انتخاباتی مردم شیراز به دست پلیس قلع و قمع گردید  و پاسبانان به زنان و دختران هجوم برده، سازمان زنان ایران به نام دفاع از حقوق زنان آزاده شیراز نسبت به این اعمال غیرقانونی اعتراض شدید دارد و مجازات مسببین را خواهان است».

زنان و جمعیت هواداران صلح – جمعیت حمایت کودک

زنان در جمعیت هواداران صلح، مبارزه پیگیر و خستگی ناپذیری را برای حفظ صلح در سراسر جهان آغاز کردند. جمع آوری امضا در زیر بیانیه صلح استکهلم، از فعالیت های درخشان زنان بود و دختری که هزارها امضا پای بیانیه صلح جمع آوری کرده بود، موفق به دریافت جایزه صلح شد. روزنامه «مصلحت » ارگان جمعیت هواداران صلح غالبا توسط زنان در کوچه و خیابان به فروش می رسید. بنا به رهنمود فراکسیون (مرکب از نمایندگان تشکیلات زنان، شورای متحده مرکزی کارگران، سازمان جوانان توده) بردن شعارهای جمعیت هواداران صلح در میان توده زن ایرانی از وظایف مبرم زنان بود.

روزی که در تهران، اوباشان با حمایت پلیس خانه صلح را به آتش کشیدند، در میان زنانی که از خانه صلح دفاع می کردند، زن جوانی فریاد برداشت که « شما آشیانه کودکان ما را طعمه حریق ساختید، من می خواهم بگویم که به گهواره کودکان ما حمله کردید».

«جمعیت حمایت کودک» در سال ۱۳۳۰ با ابتکار تشکیلات زنان ایران و الهام از فدراسیون بین المللی زنان پا به عرصه گذاشت.

جمعیت کودک با انتشار نشریه مخصوص جمعیت و منعکس کردن زندگی اندوه بار کودکان ایرانی و نشان دادن وضع زندگی کودکان در قالیبافی ها، در کارخانه ها و از سوی دیگر کمبود مدارس و طرز آموزش و پرورش در دبستان ها ، زندگی کودکان روستایی و کارگر و مرگ و میر آن ها وظیفه خطیر خود را به طور شایسته انجام داد.

سازمان زنان ایران و مبارزه برای حق انتخاب کردن و انتخاب شدن

مبارزه وسیع و گسترده ای که سازمان زنان ایران، در دوران تجدید نظر در قانون اساسی، برای بدست آوردن حقوق زنان در این زمینه نمود، شایان توجه است و کافی است فهرست وار از این اقدامات نام برد.

جمعه ۱۳ دی ۱۳۳۰، نامه سازمان زنان ایران به هیئت مدیره شورای زنان – کانون بانوان زنان حزب ایران

« سازمان زنان ایران در فروردین ۱۳۳۰ برای دفاع از حقوق زنان ایران تاسیس گردیده است، بزرگترین و اساسی ترین این حقوق که تاکنون پایمال شده است، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن می باشد. لذا سازمان زنان ایران اکنون  که در آستانه انتخابات دوره هفدهم قرار دارد، از عموم زنان و مردان آگاه که معتقدند زنان ایران باید در سرنوشت کشور خود دخالت کنند، دعوت می نماید که ذیل ورقه پیوست را امضا نمایند. از آن جایی که هر سازمانی که مربوط به زنان است در مقابل ملت ایران وظیفه سنگینی به عهده دارد و باید برای رهایی زنان از قید اسارت کوشش نماید، سازمان زنان ایران از خواهران عزیز عضو شورای زنان – کانون بانوان دعوت می نماید که در امر انتخابات با سازمان زنان تشریک مساعی نمایند، متمنی است موافقت و همکاری خود را به وسیله نامه اعلام فرمایید تا مقدار اوراق خواسته شده تحویل داده شود».

اوراقی که سازمان زنان برای امضا در دسترس عموم قرار داده بود، رفراندومی بود که از همه مردم خواسته بود تا نظر خود را با امضا ورقه در باره شرکت زنان در انتخابات ابراز نمایند. شماره ۲۸ مورخ ۱۶ خرداد ۱۳۳۱ جهان زنان می نویسد:

« از دبیرخانه سازمان زنان ایران خبر می رسد که تا امروز تعداد ( ۶۵۳۶۰ )امضا ذیل ورقه « مراجعه نامه» مربوط به شرکت زنان در امر انتخابات در تهران جمع آوری شده است».

سازمان زنان ایران این مراجعه نامه را نزد رجال سرشناس نیز برای امضا فرستاد. آقای علی اکبر دهخدا در زیر مراجعه نامه چنین نوشت:

« انسان آزاد خلق می شود، باید آزاد زندگی کند و آزاد بمیرد. بنا براین هر کس را عقیده بر این اساس باشد که بانوان نباید از حقوق اجتماعی خود بهره مند شوند، نباید او را انسان آزاد و آزادی خواه فرض کرد. با کمال افتخار حاضرم در راه حصول بانوان به حقوق خود همکاری کنم…»

در دوران مبارزه برای تجدید نظر در قانون انتخابات، روزنامه «جهان زنان»  روزانه در یک ورق منتشر می شد و زنان در محلات به تشکیل متینگ های موضعی و دعوت زنان به مبارزه برای بدست آوردن «حق انتخاب کردن و انتخاب شدن» پرداختند. عده ای از زنان و دختران در این متینگ ها ی موضعی مورد حمله پلیس قرار گرفته و بازداشت شدند. نامه سرگشاده ای از طرف سازمان زنان به مجلس نوشته شد و در جواب نامه سردار فاخر حکمت رئیس مجلس شورای ملی چنین نوشت:

«مجلس شورای ملی» قانونگذاری مورخه ۳۰.۱۲.۱

« هیئت محترم مدیره سازمان زنان ایران – نامه مورخه ۳۰.۱۱.۲۰ به منظور دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران عز وصول پذیرفت. بدیهی است همان طور که در نامه نامبرده اشاره شده، امیدوارم حفظ حقوق زنان و مادران ایرانی و تقاضای حقه آنان جامه عمل بپوشد و مقامی را که در خورد احترام و شئون آنهاست بدست آورند . اینجانب  هم البته در حدود استعداد و برای انجام این منظور از کوشش و همراهی مضایقه ندارم و توفیق آن هیئت محترم را در راه ترقی و تعالی مادران و کودکان این کشور مسئلت دارم.»  فاخر حکمت

در قانون انتخابات جدید، نیز حقوق زنان که از آنها سلب شده بود، پایمال شده باقی ماند. در این باره روزنامه «نوید آزادی» ( ۵ دی ۱۳۳۱) اعتراض سازمان زنان ایران را چنین منعکس می کند:

« تلگراف سازمان زنان ایران به سازمان ملل متحد – قانون جدید انتخابات زنان را از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم می نماید. ما بنام زنان و مادران ایرانی اعتراض جدی خود را علیه این قانون ابراز داشته، از سازمان ملل متحد می خواهیم به منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر را مصرا از دولت ایران بخواهد. سازمان زنان ایران ».

  کنگره ملی زنان ایران

سال ۱۳۳۲، سال تدارک کنگره ملی زنان ایران بود. این کنگره در اردیبهشت ماه همان سال به ابتکار سازمان زنان در تهران تشکیل و قریب ۱۰۰۰ نفر در آن شرکت داشتند. چون دولت وقت اجازه برگزاری کنگره را نداد، جلسه در باغ بزرگی بیرون شهر ، زیر عنوان عروسی برگزار شد. در کنگره مسائل مربوط به حقوق زنان، حقوق مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اقتصادی مورد بحث قرار گرفت و قطعنامه ای صادر شد که مهمترین قسمت آن تامین حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برای زنان بود. کنگره نیز نمایندگان خود را برای شرکت در کنگره جهانی زنان در کپنهاگ که توسط فدراسیون بین المللی زنان ترتیب داده شده بود، انتخاب نمود.

برگزاری ۸ مارس

شناساندن روز ۸ مارس، روز بین المللی زنان، به وسیله تشکیلات  دموکراتیک زنان ایران و پس از آن سازمان زنان ایران انجام گردید (۳) . تشکیلات دموکراتیک زنان چه در دوران علنی خود و چه در اختفا این روز را هرچه با شکوه تر برگزار می نمود و همیشه برای اعتراض به هیئت حاکمه که حقوق زنان ایران را پایمال کرده اند، از روز هشتم مارس استفاده می کرد. جشن ۸ مارس سال ۱۳۳۱ بدست سازمان زنان ایران که بشکل نمایش بزرگی در خیابان های تهران برگزار گردید، یکی از تظاهرات بزرگ این سازمان بود. در این متینگ با شکوه هزاران زن و دختر سوگند یاد کردند که در راه بدست آوردن استقلال ملی و آزادی دوش به دوش مردان مبارزه خواهند کرد.

مخبر« یونایتد پرس» این نمایش را « اجتماع پنج هزار زن با پلاکاات ها و شعارهایی از جمله: « مادرانی که زندگی می بخشند، باید از آن دفاع کنند» و کودکان با داشتن شعارهای « مادر از من دفاع کن – ما نان و بهداشت می خواهیم» گزارش داد.

ارتباط با فدراسیون دموکراتیک بین المللی زنان

تشکیلات زنان ایران در سال ۱۳۲۵ و سازمان زنان ایران در سال ۱۳۳۰ به عضویت فدراسیون دموکراتیک بین المللی زنان در آمدند. این سازمان در مسائل بین المللی از فدراسیون الهام گرفته و با تطبیق با شرایط کار خود، در ایران آن ها را اجرا می نمودند، در مواردی  که فدراسیون اقدام دسته جمعی برای کشوری که در مبارزه حاد با امپریالیست ها بود، خواستار می شد این سازمان ها حمایت و کمک خود را مجددانه ابراز می داشتند. برای نمونه از مبارزه خلق کره با امپریالیست های امریکایی می توان نام برد. روزنامه «جهان زنان » پشتیبانی خود را از مبارزه دلاورانه خلق کره با درج مقالات و فرستادن تلگرام به سازمان ملل ابراز داشت. با چاپ عکس هایی که نشان دهنده مقاومت و مبارزه مردم کره در مقابل اشغالگران امریکایی بود، زنان ایران را به این مبارزه میهنی مردم کره توجه داد. نمایشگاهی از عکس های نبرد خلق کره و جنایات آمریکائیان در آن جا، در محل سازمان زنان برای چندین هفته به تماشا گذاشته شد و جزوه چاپی که منعکس کننده مبارزات خلق کره، بخصوص زنان شجاع آن جا بود در دسترس تماشاجیان قرار گرفت.

فدراسیون بین المللی زنان، در سال ۱۳۳۰در بیروت کنفرانسی از سازمان های زنان کشورهای خاورمیانه ترتیب داد. در این کنفرانس کشورهای عراق، ایران، اردن، لبنان و سوریه شرکت داشتند. پس از بررسی و بحث در باره فعالیت های سازمان های این چند کشور، شیوه کار سازمانی و مطبوعاتی زنان ایران، به عنوان  نمونه شناخته شد و کشورهای دیگر آن را الگوی کار خود قرار دادند.

در سال ۱۹۵۱ که سومین فستیوال جوانان دنیا در برلین، پایتخت جمهوری دموکراتیک آلمان برگزار شد، روز ۹ اوت به ابتکار فدراسیون بین المللی زنان به تعدادی از کشورها که در حال مبارزه بودند، از جمله ایران ، مدال فدراسیون زنان اعطا گردید و مدال ایران به دختری داده شد که در روز ۲۳ تیر ۱۳۳۰ در مقابل تانک ایستاد و به شدت مجروح گردید.

فعالیت سازمان زنان ایران نیز با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ متوقف شد. خانه سازمان زنان با سرنیزه اشغال گردید، روزنامه اش توقیف شد و بدین ترتیب هر دو سازمان واقعی زنان که با مبارزه پیگیر خود در راه تشکل و بیداری زنان ایران، بخاطر بدست آوردن حقوقشان می کوشیدند، امکان هرگونه فعالیت  مدنی را از دست دادند.

این دو سازمان، تشکیلات دموکراتیک زنان ایران و سازمان زنان ایران، با شیوه های گوناگون مبارزه و فعالیت درخشان شان دارای نواقصی هم بودند.  شکل کار این سازمان ها اغلب الگو برداری از شیوه کار حزب سیاسی بود و بیماری چپ گرایی در کار آن ها نیز دیده می شد که مسلما به زیان مبارزه همگانی زنان بود. اما چگونه می توان کار بس دشواری را آغاز نمود و از همان روز نخست در نهایت خوبی دنبال کرد؟ آن چه که شایان توجه است، این است که تعداد زیادی از زنان از هر قشر و طبقه ای در این سازمان ها شرکت داشتند و با کوشش خود پرچم مبارزه بحق زنان ایران را برافراشته نگاه داشتند.

حزب توده ایران و کار زنان

حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران و رهبر مبارزات ملت ایران، در اولین برنامه خود تساوی حقوق زن و مرد را در تمام شئون اجتماعی چه از نظر حقوق سیاسی و چه از لحاظ حقوق مدنی خواستار شد و استیفای کامل حقوق زنان ایران را در شمار مبارزات عمده خلق های ایران قرار داد. اولین بار فراکسیون حزب توده ایران در مجلس پیشنهاد کرد که به زنان ایران حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داده شود.

با وجود عقب ماندگی توده وسیع مردم، بخصوص با نظریاتی که در باره زن در جامعه آن روزی ایران وجود داشت، حزب توده ایران از هیچ پشتیبانی و کمکی دریغ نورزیده و به درستی می توان گفت که اگر پشتیبانی حزب توده ایران از جنبش زنان وجود نداشت، زنان و سازمان های آن ها بخودی خود نمی توانستند کاری از پیش ببرند. این حزب توده ایران بود که همه نیرو و امکانات خود را در اختیار زنان حزب گذاشت، تا بتوانند نخستین اقدامات را برای نشر روزنامه و یا سایر فعالیت های خود بنمایند. این حزب توده ایران بود که با پیگیری تمام، برای لغو قوانین اسارت آمیز زنان ایران مبارزه کرده و می کند تا آن جا که رژیم ناگزیر می شود در باره زنان دست به اقداماتی اگر چه سطحی باشد، بزند.

کنگره دوم حزب توده ایران در اردیبهشت ۱۳۲۷ بنا به قطعنامه ای، مهم ترین فعالیت زنان عضو حزب را کار در تشکیلات زنان ایران شناخت و از تمام زنان عضو حزب خواست که فعالیت خود را متوجه کار وسیع بین زنان نمایند.

پس از کنگره هیئت اجرائیه حزب قراری صادر نمود که  بموجب آن فعالیت زنان عضو حزب در تشکیلات دموکراتیک زنان  عینا فعالیت در خود حزب است و برای ارتقا فعالیت زنان در ارگان های حزبی فعالیت در تشکیلات زنان به مثابه فعالیت در خود حزب است. و در کنگره ها و  پلنوم ها  و جلسات تصمیم گیرنده حزب زنان شرکت داشتند. تعداد از زنان به عنوان کادرهای درجه یک حزب در کنار کمیته مرکزی حزب فعالیت می نمودند.

از سوی دیگر زنان همواره برای حزب و مبارزه در راه صلح و دموکراسی و آزادی ایران سربازان فداکار و وفاداری بودند.  تشکیلات دموکراتیک زنان در تمام مبارزات حزب، یار و هم پای حزب بود. در دوران اختفای حزب دومین دوره روزنامه مردم انتشار خود را آغاز کرد. پخش این روزنامه توسط زنان انجام می گرفت. پیک های حزبی و کسانی که افراد تحت پیگرد را محافظت می کردند، عموما از اعضاي تشکیلات زنان بودند. کار ارتباط با خانواده های مخفی شدگان یا کسانی که از کشور خارج شده بودند یا زندانی بودند، بی چون و چرا یکی از فعالیت های تشکیلات زنان بود. کمیته مرکزی سازمان افسری که نمی توانست زنان افسران عضو حزب را از نظر پنهان کاری در حوزه های حزبی شرکت دهد، آنان را در حوزه های کوچکی متشکل کرده و رهبری آن را بدست مسئولینی از تشکیلات زنان سپرده بود.

چه بسیار بودند زنان و مادرانی که در جنبش مترقی ایران، گوشه ای از کار مخفی پسر یا شوهر و یا برادر خود را با نهایت گذشت و فداکاری انجام داده اند. تعداد زنانی که به علت فعالیت های گوناگون حزبی راهی زندان گردیده اند و برخی از آن ها سال ها در زندان بسر برده اند، کم نیست.

در جنبش ملی آذربایجان، عده ای زندانی و عده ای مجروح و کشته شدند. سریه ، زن شجاع آذربایجانی در هنگام اعدام گفت: « شما بر ما پیروز نشدید. تاریخ عهد شکنان را با ننگ و خیانت یاد خواهد کرد. فرزندان رشید آذربایجان انتقام خون مرا خواهند گرفت». در حمله وحشیانه به آذربایجان تعداد زیادی زن دستگیر و زندانی شدند، حتی زن بارداری فرزند خود را در زندان بدنیا آورد و زمین خشک و سرد زندان گهواره آن طفل شد. در آذربایجان در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ گروه مبارز زهتاب و کلانتری اعدام شدند. در این گروه نیز یک زن به ۱۰ سال حبس محکوم گردید.

اکنون این مبارزه هنوز ادامه دارد. جنبش مترقی ایران با رهنمود حزب توده ایران هر روز گسترش بیشتر می یابد و قشرهای بیشتری از زنان محروم ایران را بسوی خود جلب می کند. زنان در دوران اختناق کنونی هم در تظاهرات علیه امپریالیسم، در دفاع از فرزندان خود، کوتاهی نمی کنند.

مادر هوشنگ تیزابی ، که خود زن کارگر مبارزی است، هنگامی که دژخیمان ساواک تحقیر آمیز خبر کشته شدن فرزندش را به او دادند با گردنی افراخته   گفت: « من افتخار می کنم که پسرم در راه آزادی میهنش جان داد». مادر پرویز حکمت جو که فرزند رشیدش را زیر شکنجه جلادان از دست می دهد شیونش بر مرگ پرویز عزیزش، سرود مبارزه همرزمان حکمت جو است. مادر رضائی که فرزندان جوانش را یکی پس از دیگری اعدام می کنند، ندای گرفتن انتقام خون فرزندانش دژخیمان را به لرزه  در می آورد . مادر نادر شایگان(شهید) پس از شکنجه به ۱۰ سال حبس محکوم می گردد. دکتر سیمین صالحی زن باردار، در هنگامی که دستگیر می شود، چون به همرزمانش خیانت نمی کند، زیر شکنجه کشته می شود.

تظاهرات زنان و مادران سربازان و افسرانی که به ظفار فرستاده شده اند از زمره مبارزات درخشان کنونی زنان است. از نمونه های مبارز کنونی زنان می توان از اعتصاب زنان در مقابل ورود گوشت های یخ زده پانزده ساله استرالیائی به ایران و تجمع زنان محله شرق تهران در روز ۲۴ تیر ۵۲ در مقابل دفتر نخست وزیری با پرچمی که در دست داشتند و بر روی آن نوشته شده بود: « ما آب آشامیدنی نداریم» نام برد.

تعداد زنانی که امروز از نظر فعالیت سیاسی در زندان ها بسر می برند کم نیست. در سال ۱۹۶۵ مخبرین خارجی زنان زندانی سیاسی را در ایران ۳۰۰ نفر ذکر کردند.

بی تردید مبارزه زنان ایران که از دوران مشروطیت آغاز شده و قبل از تاسیس حزب توده ایران نیز در جمعیت های « نسوان وطنخواه » و « بیداری نسوان » در تهران و « پیک سعادت » در رشت و « مجمع انقلاب نسوان » در شیراز رهبری می شد و سپس این رهبری به عهده تشکیلات دموکراتیک زنان ایران گذارده شد، متوقف شدنی نیست و زنان ایران آگاهند که حقوق واقعی خود و ملت ایران را فقط از راه مبارزه می توان بدست آورد، نه با « عطیه شاهانه»

در تزهای کمیته مرکزی حزب توده ایران مصوبّ پلنوم یازدهم، به درستی در باره حقوق زنان چنین ذکر شده است :

« یکی دیگر از دعاوی اصلاحی رژیم شاه، حق رای برای زنان است . دربار پهلوی خود را منجی زنان ایران می داند. واقعیت این است که اگر بظاهر حقی در انتخابات برای زنان قائل شده اند نتیجه مبارزه نیم قرنی عناصر ترقی خواه ایرانی از زن و مرد و نتیجه شرایط امروزی جهان است».

و شاه که خود را «ٍ منجی » زنان ایران می داند راجع به زنان ایران و به اصطلاح حقی که به آن ها داده شده چنین می نویسد: «ً به موجب مقررات قانون کار، تساوی حقوق زن و مرد اصل مسلم گشته است و برای اشتغال ، هر روز از زنان بیشتر استفاده می شود، مثلا در وزارت و پست و تلگراف شغل فروش تمبر پست به زنان واگذار شده و عده زنانی که در آن وزارتخانه به کار ماشین نویسی مشغولند، از عده مستخدمین زن در اداره پست کشور آمریکا بیشتر است». و یا شاه در مصاحبه با خانم اوریانا فالاچی ایتالیائی می گوید: « در زندگی هر مرد، زنان فقط هنگامی می توانند نقشی ایفاء کنند که فریبا و جذاب باشند و بدانند چگونه باید زن بمانند. من نمی خواهم بی نزاکت جلوه کنم، در مقابل قانون زنان می توانند برابر باشند، ولی …در زمینه لیاقت و شایستگی نه ! – وقتی خانم خبرنگار سئوال می کند: آیا ما در لیاقت و استعداد برابر با مردان نیستیم؟ شاه با گستاخی می گوید:  « نه ، شما  یک میکل آنژلو، یک باخ نداشته اید. حتی یک آشپز مشهور به دنیا نداده اید. شما هرگز کار بزرگی انجام نداده اید».

یا اشرف پهلوی در پاکستان در باره زنان ایران می گوید: « شاهنشاه آریامهر تعیین فرموده اند که به زنان خانه دار نیز با برنامه ویژه ای  فرصت فعالیت و کار در مراتب مختلف داده شود. زیرا با اقتصاد شکوفان در ایران ، ما با کمبود نیروی انسانی روبرو هستیم» . چنین است ارزیابی مقام زن ایرانی از نظر « نجات دهندگان » زنان ایران.

اشرف در سال ۱۳۴۵، ۳۰ جمعیت زنان را که در آن موقع وجود داشت و برخی فعالیت های فرهنگی و امثال آن را داشتند، در یک جا جمع کرد و نام سازمان زنان ایران بر آن نهاد و پیام فرستاد که « رسالت تاریخی» دارد تا زنان ایرانی را آگاه و متشکل سازد و خود را رئیس این سازمان نامید. روشن است که زنان ایران فریب چنین سخنانی را نخواهند خورد و مبارزات خود را دنبال می کنند.

سخن کوتاه ، جنبش نیرومند زنان ایران با پیکار خود سرانجام رژیم را وادار کرد که حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را که در قانون اساسی هم منظور شده است برای زنان به رسمیت بشناسد. بی شک در کشوری که اصولا دموکراسی وجود ندارد، این حق زنان هم فقط می تواند در حرف اجراء شده باشد، نه در عمل.

در مورد حقوق مدنی که بنا به مواد آن زن ایرانی سال ها زجر و محرومیت کشیده است، تغییر بسیار اندکی داده شده است. در زمینه حقوق اقتصادی، زنان زحمتکش ایران در روستا و کارخانه حقوق مساوی با مردان ندارند. در احراز مشاغل اداری نیز زنان با مردان هنوز مساوی نیستند و از همه عمده تر فشار و خفقان پلیسی رژیم بر روی زندگی زنان ایران عمیقا تاثیر می گذارد.ا

زنان ایران به ویژه زنان طبقات زحمتکش همراه با عناصر آزادیخواه و سازمان ها و احزاب ملی و مترقی و در راس آنان، حزب توده ایران مبارزه پیگیری را برای بدست آوردن حقوق کامل خود اعم از حقوق سیاسی، مدنی و اقتصادی دنبال می کنند. زنان آگاه و مترقی و پیشاهنگ، از شیوه های گوناگون برای جلب همه زنان ایران به صحنه مبارزه استفاده کرده و برای متشکل کردن آنان در مبارزه بخاطر کسب حقوق واقعی و دموکراتیک و همچنین حفظ صلح، یعنی حفظ کودک و خانواده و میهن خود می کوشد. در سال بین المللی زن طبیعی است که این کوشش ها بیش و بیشتر خواهد بود.

زنان ایران با نیروهای مترقی مردم ایران و پیشاهنگ آنان حزب توده ایران همیشه علیه رژیم کنونی که فرزندان آنان را به سبب میهن پرستی به زنجیر می کشد، شکنجه می دهد، در شکنجه گاه سر به نیست می کند، رژیمی که بر راس آن شاه قرار دارد و گروه گروه جوانان را از پشت میز دانشکده به میدان اعدام رهسپار می دارد، رژیمی که سال هاست با کشتار افسران جوان و جوانان غیر نظامی، صدها بیوه زن و کودکان یتیم و مادران داغدیده بر جای گذاشته است، همگام اند و پیکاربی امان و مداومی را در برچیدن بساط دیکتاتوری و قطع نمودن دست های آشکار و پنهان امپریالیست ها از کشور ما ایفاء می نمایند.

این تنها  راهی است که زن ایرانی می تواند با طی آن به حقوق واقعی خود دست یابد و در صلح و آرامش و رفاه کودکان خود را به عرصه رساند.

۱-  مبارزه زنان ایران از جنبش مشروطیت آغاز شد و در جمعیت های وطنخواه، بیداری زنان، پیک سعادت و انقلاب نسوان شکل گرفت که در دوران رضا شاه نیز فعالیت می کردند.

۲ – فعالیت زنان آذربایجان چه در زمان حکومت ملی و چه در دفاع از حکومت ملی در حمله ارتش به آذربایجان خود تاریخچه جدایی دارد که در این جا مختصرا به آن اشاره شده است.

۳ – نخستین بار در ایران روز ۸ مارس توسط جمعیت بیداری نسوان برگزار شد

 

منبع: « دنیا» شماره ۱ سال ۵۴هما هوشمند راد- دنیا۵۴