چهارمین سالگرد خیزش قهرمانانه مهسا و دستاوردهای بی بازگشت آن
دراواخر شهریور 1401 مهسا(ژینا) امینی بهطرز دلخراشی قربانی خشونت ساختاری ماموران جمهوری اسلامی و تحمیل سرسختانهی حجاب اجباری رژیم استبدادی شد. قانون حجاب اجباری از سالهای اول پس از انقلاب بهمن 1357 ابتدا بهشکل تدریجی و سپس با شتاب بهخط قرمز پایهگذاران اسلام سیاسی تبدیل شد و به مرور زمان هرچه بیشتر بهمثابه سنگر سیاستمداران زنستیز جمهوری اسلامی بر زنان و دختران میهنمان تحمیل شد. بهاینترتیب بهاهرم اعمال قهر و تسلط در محیط اجتماعی، و سلطهگری در سطح کل جامعه انجامید. جمهوری اسلامی از حربهی حجاب اجباری و ترویج گفتمان ارتجاعی خود حول ظاهر زنان و دختران کشور برای ایجاد ارعاب، تهدید، و اختناق در عرصهی سیاسی حداکثر استفاده را میکرد.
جنبش “زن، زندگی، آزادی” که تداوم دههها مبارزات زنان ایران علیه خفقان و مردسالاری بود، از بطن مرگ جنایتآمیز مهسا (ژینا) به رهبری زنان و دختران آغاز شد و بهسرعت حمایت بخشهای مختلف جامعه را به خود جلب کرد. گردهمآمدن مردم از قومیتها، مذهبها و لایههای مختلف اجتماعی و دیدهای متفاوت سیاسی، در شهرهای بزرگ و کوچک، این جنبش را زندگی و توان بسیار داد. این جنبش چشمگیر آزادیخواهانه با خشونت سبعانه نیروهای امنیتی و مسلح رژیم روبهرو شد. در طول چند ماه عمر این جنبش که در سراسر ایران جریان داشت، زنان و دختران، جوانان، دانشجویان، زحمتکشان، کسبه، استادان، معلمان، دانشآموزان شرکت کردند و شعار مرگ بر دیکتاتوری در ایران طنینانداز شد. این حرکت آزادیخواهانهی سراسری یکی از تآثیرگذارترین جنبشهای اخیر زنان و مردم زحمتکش میهن ماست. یکی از دلایل توانمندی جنبش مهسا این بود که در چند ماه اول آن زنان جوان به همراهی بسیاری از مردان جوان، و اکثریت نیروهای اجتماعی، نیروها و شخصیتهای ملی و برخی مذهبی، و نیز خلقهای کشور یکصدا خواهان پایان استبداد و پایان تضعیقات تحمیل شده به زنان بودند. عدم سازمانیافتگی نیروهای اجتماعی به این جنبش عظیم اجازه نداد که این توان مردمی را به دستاوردهای مشخص سیاسی تبدیل کند.
کشتار، ابزار رژیم برای بقای خود
ماموران سفاک جمهوری اسلامی با شلیک گلولههای ساچمهای یا فشنگ جنگی از مردم آزادهی میهن ما قربانیان زیادی گرفتند، به هزاران نفر جراحتهای سنگین وارد کردند یا آنها را در خیابانها بهقتل رساندند. زندانها و شکنجهگاهها نیز مملو از معترضان شد. اعدامهای فوری شماری از جوانان معترض که عمدتا از قشر زحمتکش بودند، از اقدامهای جنایتکارانهی رژیم برای مهار کردن جنبش بود. اعدام این معترضان همچنان در دستور کار رژیم است. چنانکه در ماههای اخیر شاهد اعدام برخی از این زندانیان همزمان با اعدام بیرحمانهی معترضان دیماه امسال هستیم.
تغییرات اجتماعی
با وجود اینکه خیزش مهسا بهخواستهای اصلی خود دست نیافت، اما در یک امر مهم پیروز شد، رواج هر چه بیشترگفتمان برابرخواهانه و ضد تبعیض در جامعه و تحمیل آن به رژیمی که زنان ایران را بهعنوان شهروند درجه دوم و تابع مردان محسوب میکند و کرامت انسانی آنها را نادیده میگیرد. با تحمیل پوشش اختیاری خط قرمز ارتجاع مذهبی شکسته شد. جنبش مردمی و گفتمان مبارزه برای گذار از دیکتاتوری بهمرحلهی کیفی بالاتری ارتقاء یافت، تا جایی که دیگر شرایط قابل بازگشت به شرایط قبل ازخیزش “زن، زندگی، آزادی” امکان پدیر نیست. رژیم میداند که نمیتواند شرایط را به عقب برگرداند مگر با سرکوب وحشیانهای برای بقای خود که در قبال اعتراضات مردمی دیماه امسال(1405) به خشونت وحشیانه و کم سابقهای متوسل شد، اما مبارزه برای دستیابی به خواسته های بحق و حفظ کرامت انسانی همچنان ادامه دارد .
مبارزه برای پوشش اختیاری و علیه حجاب اجباری همچنان از اهمیت برخوردار است. نگاهی به اوضاع اقتصادی کشور این شرایط را شفافتر میکند. در سالهای اخیر مشارکت اقتصادی زنان در ایران در محدوده 12 تا 15 درصد گزارش شده است. این مشارکت در مقایسه، برای مردان 65 تا 70 در صد است. زنان ایران با مشکلات بسیاری همچو عدم امنیت شغلی و تحمیل قراردادهای موقت، دلالان نیروی کار، نابرابری در پرداخت دستمزد بین کارگران زن و مرد، افزایش فقر و تبعیض جنسیتی و طبقاتی دست و پنجه نرم میکنند. بیکاری فزایندهای که حملهی وحشیانه و جنایتکارانهی امریکا و اسراییل در نقض قوانین بینالمللی مسبب نابودی و تخریب موسسات اقتصادی و کارخانجات و غیره شد که به بیکاری وسیع زنان نیز دامن زده است. این خود به تشدید هرچه بیشتر فقر و شکاف طبقاتی و تبعیض جنسیتی در جامعه منجر شده است، تاجایی که در بهار امسال نزدیک به هشتصد هزار نفر به جمعیت غیر فعال کشور افزوده شد. 29 میلیون نفر از زنان کشور ما در میان آمار افرادی هستند که نه شاغلاند و نه در جستجوی کار!
به گزارش مرکز آمار ایران بیش از شصت تا شصت و پنج درصد اشتغال زنان در بخش خدمات متمرکز است. بهغیر از فروش آنلاین و کسب و کارهای خانگی، مابقی نیروی کار زنان در محیطهای اجتماعی کار همچو مشاغل اداری، فنی، طبی و… و همچنین در کارهای غیررسمی مانند رانندگی تاکسیهای اینترنتی، دستفروشی شهری، و مشاغل خدماتی کمدرآمد بهکار گرفته میشود. این حضور در صحنهی کار اجتماعی مستلزم پذیرفتن حق برابری واحترام به کرامت زنان است، به دور از هرگونه تعرض از طرف نیروهای ارتجاعی. تصمیم حاکمیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی برای تشدید اجرای قانون حجاب اجباری، تلاشی مذبوحانه است برای تداوم حاکمیت استبدادی خود، آنهم با کنترل شدید بر زندگی اجتماعی زنان که با مقاومت روزمره آنان در عرصه های گوناگون روبروست.
جنبش مهسا بهگونهای قهرمانانه و اسطورهای بهمبارزه با حاکمیت ارتجاعی پرداخت و توانست دستاوردهای بازگشتناپذیری همچو تغییر سبک زندگی، ترویج شعار ضد استبدادی و دیکتاتوری، و مقاومت مدنی در شکلهای مختلف از خود بهجای بگذارد. مبارزه شجاعانه مردم بویژه زنان میهن ما علیه جنگ، سرکوب و اعدام ادامه دارد و ما عمیقا باور داریم که تحقق حقوق انسانی زنان در صلح و در حاکمیتی مردمی و دمکراتیک ممکن است نه در جنگ!
نه به جنگ، نه به فقر و استبداد و نه به اعدام
زنده باد صلح !
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
۲۶ شهریور ۱۴۰۵

