در حال بارگذاری

جستجو

اطلاعیه های فدراسیون چرخان

“تشکیلات دموکراتیک زنان ایران” : سرکوب خونین و قتل‌عام، شکنجه و بازداشت، شلیک مستقیم به توده‌ها نیز رژیم درمانده و فاسد ولایت فقیهی را از سقوط حتمی نجات نخواهد داد!                                                                                                           

 

اعتراضات مسالمت‌آمیز سراسری مردم به جان آمده از فقر و فساد و گرانی و تورم همان‌طور که انتظار می‌رفت بار دیگر در میهن ما اوجی تازه یافته و آتش این مبارزه شعله‌ورتر شده است. جنبش مردمی‌ای که بر بستر و تداوم  جنبش‌های قبلی به‌ویژه جنبش با شکوه “زن زندگی آزادی” اکنون نیز خواهان مطالبه‌هایش و رهایی از این فقر و فساد است.  با اعتصاب بازاریان در اعتراض به گران شدن دلار در تاریخ هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ این جنبش آغاز شد و تا به امروز مردم به جان آمده از فقر و فساد و گرانی دربسیاری از استان‌ها و شهرهای میهن‌مان به‌ویژه مناطق محروم کشور به حرکت‌هایی اعتراضی برخاسته‌اند.

علاوه بر جنبش‌های اوج یابندهٔ کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان، و بازنشستگان در ماه‌های گذشته هم‌اکنون خیابان‌های شهرهای کوچک و بزرگ میهن ما بار دیگر شاهد گام‌های استوار تظاهرات حق‌طلبانه و مطالبه‌گر و درعین‌حال مسالمت‌آمیز قشرهای گوناگون مردم است، مردمی  که استبداد مذهبی و رژیم فاسد ولایی را به چالش خوانده‌اند و با صدایی رسا و قاطع به آن نه می‌گویند. این مردم مبارز از بی‌عدالتی‌ها، فقر، و تورم لجام‌گسیخته، انواع تبعیض و نابرابری نهادینه شده، و فروپاشی امید اجتماعی به تنگ آمده‌اند به‌جای پاسخ شنیدن خود را  در برابر خشونت‌های نیروهای سرکوبگر رژیم  می‌بینند. مردمی که طی چهار دهه حاکمیت رژیم ولایی همواره سیاست‌های ضد مردمی اقتصادی در کنار فساد و رانت‌خواری و چپاول منابع اقتصادی توده‌ها و  پاسخ ندادن به مطالبات معیشتی‌شان و کوچک‌تر شدن  روز به روز سفره‌شان را شاهد بوده‌اند  عامل اصلی این وضعیت فلاکت بار یعنی رژیم استبدادی می‌دانند.آنان واقفند که رژیم ولایی نه تنها میهن ما را به ورطه فروپاشی اقتصادی و بحران‌های گوناگون اجتماعی کشانده است، بلکه در معرض تهدید و خطر حمله خارجی و جایگزین شدنش با شکلی دیگر از استبداد در کنف حمایت قدرت‌های خارجی قرار داده است. بااینهمه اما پاسخ رژیم ضد مردمی ولایت فقیه به مبارزات برحق و قانونی توده‌ها مثل همیشه جز شلیک مستقیم گلوله به مردم معترض و کشتن‌شان یا بازداشت‌های فله‌ای، زندان، شکنجه، و اعترافگیری چیزی دیگر نبوده است. سرکوب خونینی که ولی فقیه رژیم در آخرین سخنرانی‌اش پس از علنی شدن دوباره و بیرون آمدن از مخفیگاه زیرزمینی، دستور صریح به سر جای خود نشاندن “اغتشاشگران” [بخوان کشتار “معترضان” به‌خاطر اعتراض به‌وضعیت زندگی‌شان و به بهانه “اغتشاش”] را صادر کرد. در پی این دستور باز هم خون جوانان و فرزندان میهن است که امروزه سنگفرش‌های خیابان‌های شهرهای ایران را رنگین کرده است. بنا به گزارش «هرانا» تعداد جانباختگان بی دفاع تا به امروز به بیش از ۳۴ نفر رسیده است.

برخی دانشگاه‌ها و خوابگاه‌های دانشجویی سراسر کشور در معرض تهاجم و یورش مدام گزمگان امنیتی رژیم قرار دارد.  زندان‌های سراسر کشور مملو از زنان و مردان شجاعی است که در روزهای اخیر بازداشت شده‌اند. خبر بازداشت دانش‌آموزان و حتی کودکان ۱۳ تا ۱۶ ساله (محمد حبیبی فعال صنفی فرهنگیان  به نقل ازکانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از دستگیری بیش از ۱۰۰ دانش‌آموز در هرسین و بیش از ۵۰ دانش آموز در استان کهگیلویه و بویر احمد اطلاع داد) گرفته تا  دستگیری و محاکمه  فعالان صنفی و کارگری، دانشجویی، زنان، فعالان مدنی و حقوق بشری، وکلای مردمی و جز اینان،  در گزارش منابع رسمی و نیمه‌رسمی درج می‌شود. اجساد قربانیان سرکوب و تیراندازی به خانواده‌ها تحویل داده نمی‌شود. طبق گزارش‌های منابع حقوق بشری، از کشته‌ شدگان در شهرهای کوچک و بزرگ از جمله ملکشاهی، ازنا، مرودشت، فولادشهر، همدان، قم، هرسین، نورآباد، آبدانان، و جز این‌ها که آماج  آتش گلوله‌های استبداد ولایی قرار گرفته‌اند هر روز اسامی‌ای تازه منتشر می‌شود.

یکی از شوم‌ترین جنایت‌های رژیم جمهوری اسلامی که با جنایات رژیم صهیونیستی همسانی دارد و این رژیم برخلاف رژیم صهیونیستی علیه شهروندان خود اعمال می کند، تعرض و هجوم  وحشیانه و پرشمار نیروهای فاشیستی امنیتی و نظامی به بیمارستان‌ها است. به‌طورمثال، بیمارستان‌های سینا و خمینی ، بیمارستانی در ایلام، در روزهای گذشته شاهد این هجوم وحشیانه بوده اند، تعرضی که به‌منظور دستگیری زخمی شدگان  صورت می‌گیرد و با پرتاب گازهای اشک‌آور در محوطه بیمارستان ها همراه است. امری که اکیداً مغایر با “کنوانسیون ژنو” است (مطابق این کنوانسیون تعرض به مراکز درمانی، بیماران، و کادر درمان حتی در شرایط جنگی هم ممنوع هستند).

زنان به‌ویژه زنان مناطق محروم و حاشیه‌نشین مثل همیشه نیز در این خیزش مردمی نقشی مؤثر دارند. آنان در خیابان‌ها، در اعتصاب‌ها، در مبارزات صنفی، در مراقبت‌ها، در مقاومت مدنی و سینه سپر کردن در مقابل سرکوبگران ولایی، در حمایت از معترضان و رها ساختن آنان از دست عمال سرکوبگر حضوری فعال دارند و با بازداشت شدن‌های گسترده خودشان هزینه آن را می‌دهند. در گزارش منابع حقوق بشری طی روزهای گذشته تنها در شهر تهران عده زیادی از زنان فعال در اعتراض‌های اخیر بازداشت‌ شده و در  زندان اوین زندانی شده‌اند.

این حکومت دیکتاتوری کشور و جامعهٔ ایران را نه‌فقط به لبهٔ پرتگاه فروپاشی اقتصادی و نابودی  منابع طبیعی و زیست محیطی کشانده است، بلکه با خطر جدّی و مکرر دخالت خارجی و جانشین شدن استبداد کنونی با شکل پوسیدهٔ دیگری از استبداد و حاکم شدن نوکران امپریالیسم آمریکا و حکومت نسل‌کش اسرائیل مواجه کرده است.

“تشکیلات دموکراتیک زنان ایران” مبارزهٔ خشونت پرهیز زنان و مردان شجاع ایران برای رهایی از استبداد و دست یافتن به آزادی و برابری و عدالت اجتماعی و اقتصادی را حق قانونی و مسلم مردم می‌داند و اعتقاد عمیق دارد که رهایی میهن از چنگال استبداد نه با کمک قدرت های امپریالیستی بلکه تنها با نیروی لایزال توده‌ها و مبارزهٔ متحد همهٔ  نیروهای مترقی و میهن‌دوست امکان‌پذیر است. ما ضمن همدردی عمیق با خانواده‌های جان باختگان این خیزش مردمی و ابراز همبستگی با خانواده‌های دستگیر شدگان  و زندانیان سراسر کشور بر این باوریم که سرکوب‌های خونین و قتل‌عام، شکنجه، بازداشت، و شلیک مستقیم به توده‌های معترض، به مردمی که جز زنجیر استبداد چیز دیگری برای از دست دادن ندارند، رژیم درمانده و فاسد را از سقوط حتمی نجات نخواهد داد.

پیروزی نهایی و برپایی حاکمیتی ملی و دمکراتیک تنها با اراده و مبارزهٔ متحد و هماهنگ همهٔ نیروهای ملی و مترقی هم‌اکنون بیش از هر زمانی دیگر امکان‌پذیرتر شده است و دور نیست که مردم مبارز میهن ما استبداد ولایی و هرگونه استبدادی دیگر با هر نامی را به زباله‌دان تاریخ بیندازند و این خواست را با صدایی رسا در تظاهرات روزانه آنان می‌توان شنید.

یاد و خاطرۀ گرامی همه مبارزان شجاع و جان‌باخته جنبش مردمی و ضد استبدادی میهن ما  مانا و  پایدار باد!

“تشکیلات دموکراتیک زنان ایران”

۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴