در حال بارگذاری

جستجو

اطلاعیه‌های تشکیلات چرخان

جنبش بیداری زنان و رشد آن در پرتو مبارزات حزب کمونیست ایران

 

جایگاه محوری جنبش زنان ایران  در تحولات سیاسی  میهن، در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب مشروطیت

نظری گذرا از نیمه قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیست و یکم به سیر تحولات رشد یابنده سیاسی اجتماعی نشان دهنده این واقعیت تاریخی است که این تحولات همواره با مقاومت سرسختانه ارتجاع حاکم و  بویژه ارتجاع مردسالار و مذهبی ایران همراه  بود که  تلاش داشت تا از سیر پیش رونده تحولات جلوگیری و چرخ تاریخ را به عقب بازگرداند. اما با مبارزات پیگیرو تلاش نیروهای پیشرو و نبرد شجاعانه توده ها برای گسستن زنجیرهای ظلم و استبداد در مقاطع گوناگون تاریخی روبرو بود. جنبش زنان ایران از همراهان اولیه  این پیکار پر فراز و نشیب  مبارزات ضد استعماری و ضد استبدادی ایران محسوب می شود که با تمام سرکوب ها و محدودیت های گوناگون هیچ گاه از تلاش برای دستیابی به خواسته های انسانی و دمکراتیک  خود باز نایستاد و بتدریج توانست  جایگاه محوری خود را در جنبش های مردمی میهن ما تثبیت کند که یک نمونه بارز آن نقش تعیین کننده و محوری آن در جنبش بزرگ« زن زندگی آزادی» است .

جنبش بیداری زنان از اواسط قرن نوزدهم میلادی با مبارزات زنان علیه استعمار خارجی(روسیه تزاری و بریتانیای کبیر) و استبداد داخلی آغاز گردید. نام طاهره قره العین(زرین تاج) به عنوان اولین زنی که برعلیه حجاب اجباری به سبک آن زمان 1231 /1852 با ارتجاع زن ستیز حکومت استبدادی قاچار بپا خاست، درتاریخ مبارزات زنان ایران حک شده است. شاید که او اولین قربانی شناخته شده  حکومت جهل و استبداد بوده است ولی راه او همچنان ادامه پیدا کرده است.

مبارزات زنان در جنبش تنباکو 1270/1891  و بعد از آن در انقلاب مشروطیت 1290-1284 (1905-1911) نماد رودخانه ایست که جویای راهی خاتمه نیافتی است. انقلاب مشروطیت حرکتی تاریخی از سلطنت مطلقه به مشروطه بود. این انقلاب  متاسفانه همان طور که قهرمان جان باخته و سربه دار میهن حیدر مهرگان در کتابش می نویسد، ناتمام ماند.

شرکت زنان در انقلاب مشروطیت شایان توجه بوده و اثرات مثبت آن را در مبارزات حق طلبانه زنان می توان مشاهده کرد. از آنجمله: “حضور زنان در نبردهای مشروطه خواهان در آذربایجان(از تیر 1287 تا اردیبهشت 1288) و شرکت آنان در ماجرای اتمام اولتیماتوم دولت روسیه تزاری به مجلس برای اخراج مورگان شوسترآمریکایی در سال 1290”. ازکتاب یرواند آبراهامیان( ایران بین دو انقلاب)

در دهه اول قرن بیستم میلادی که در ایران خاندان قاچار هنوز افسار سلطنت مطلقه را دست داشت، جامعه ما در حال گذار از فرماسیون فئودالیسم به سرمایه داری بود.

این چرخش همراه با تحولات سیاسی- اجتماعی در جهان، از جمله پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه ( 1917) به نوبه خود نقش موثری در ترویج افکار مترقی و سوسیالیستی در کشور ما ایفا کرد. تاثیر دیدگاهها و نفوذ اندیشه های چپ در ایران و بنیادگذاری حزب کمونیست ایران در اوایل تیرماه 1299(ژوئن 1920) با وجود عمر کوتاه مبارزاتی این حزب، تاثیر شگرفی در جامعه ما بر جای گذاشت.

دستاوردهای این جنبش نه تنها سازمان دهی جنبش کارگری و سندیکایی در ایران بود، بلکه سازمان دهی جنبش مترقی زنان در ایران را نیز گسترش داد.

در این دوران، ارتجاع مرد سالار با افکار زن ستیز قرون وسطایی برای جلوگیری از مشارکت اجتماعی زنان به شکلهای گوناگون نقش داشت. حق تحصیل زنان و تشکیل مدرسه های دخترانه از خواست های زنان در دوران جنبش مشروطه و بعد از آن بود . (بنا براسناد تاریخی تا سال 1304 فقط 3 درصد کل زنان ایران با سواد بودند). زنانی که در نهصت مشروطه به خیابان ها آمده بودند، به فعالیت خود به اشکال مختلف برای تاسیس مدرسه ها،  انجمن ها ونشریه های زنان ادامه دادند. نخستین مدرسه ها با سرمایه های شخصی این زنان تاسیس شد.

پس از تشکیل اولین کنگره حزب کمونیست ایران در انزلی در 30 خرداد 1299 به گفته زنده یاد مبارز برجسته ملکه محمدی: حزب نه فقط از جمعیت های مترقی زنان پشتیبانی کرد، بلکه خود نخستین حزب سیاسی ایران بود که پرچم مبارزه برای برابری حقوق زن ومرد را برافراشت.  حزب کمونیست ایران نه تنها راه گشایی برای آزادی طبقه کارگر و سایر اقشار زحمتکش بود، بلکه با تکیه بر آموزش لنین که “پرولتاریا نمی تواند خود را آزاد کند، بدون آنکه برای آزادی کامل زنان مبارزه کند، در راه جلب زنان به مبارزه قدم برداشت.

در دومین کنگره حزب کمونیست ایران در سال 1306، برخی از خواست های صنفی ، اقتصادی و اجتماعی زنان مانند: “منع کار شبانه برای زنان و اطفال و مرخصی با مواجب برای زنان باردار درمدت چهارهفته پیش وپس از وضع حمل ومنع کار برای کودکان کوچک تر از 14 سال” در برنامه مبارزاتی حزب قرار گرفت. به علاوه تشکیل انجمن های گوناگون فرهنگی و انتشار نشریه های مترقی دربیداری جامعه و مبارزه با جهل و خرافات نقش مهمی ایفا کرد.

همچنین  زنان نامداری از گیلان چون جمیله صدیقی، سکینه شبرنگ در کنار روشنک نوعدوست به تشکیل جمعیت پیک سعادت نسوان مبادرت ورزیده، برای بیداری زنان دست به تشکیل مدرسه سعادت و مجله« پیک سعادت» زدند. که بعد ها برخی از این زنان پیشرو مانند جمیله صدیقی به بنیانگزاری تشکیلات دمکراتیک زنان ایران – قدیمی ترین تشکل صنفی سیاسی زنان ایران – در سال 1321 شمسی همت گماشتند.

اولین جشن 8 مارس توسط جمعیت پیک سعادت نسوان در سال  1301  در رشت برگزار  گردید. از جمله تشکل های دیگر زنان عبارتند از:

. جمعیت پیک سعادت نسوان درسال 1300 در رشت

. جمعیت نسوان وطنخواه در تهران  1301

 . جمعیت فرهنگ در سال 1305 در رشت         

.  مجمع انقلابی نسوان در سال 1306 در شیراز توسط زندخت شیرازی شاعر دمکرات         

. جمعیت بیداری زنان توسط گروه زنان جوان جدا شده از جمعیت نسوان وطنخواه        

.  جمعیت اتحادیه صنفی زنان در اصفهان

در اوایل قرن بیستم، مبازرات زنان در زمینه آزادی میهن، حقوق زنان،  برابری حقوق با مردان، علیه حجاب اجباری، حق سوادآموزی، آموزش، بهداشت و مبارزه بافقر فرهنگی و اجتماعی  در آن شرایط عقب مانده ایران و درمخالفت با روحانیون و ارتجاع زن ستیز چشمگیر بود. زنان برای اولین بار با سرکوب، شکنجه و زندان آشنا شدند.

در سال 1312 اجازه فعالیت این انجمن ها به دستور رضا شاه پهلوی ممنوع اعلام گردید.  جمیله صدیقی و شوکت روستا به اتهام تشکیل فرقه اشتراکی و تبلیغ مسلک اشتراکی باز داشت و محکوم به زندان شدند.

در سال 1314 رضاشاه همزمان با تحکیم پایه های سلطنت استبدادی خود “کانون بانوان ایران” به ریاست دخترش شمس پهلوی را تاسیس کرد، هر چند که امکان رشد آگاهی و مشارکت زنان در مسائل اجتماعی را به صفر رسانده بود. او کوچکترین تغییر قانونی به سود حقوق زنان را اجازه نمی داد. محمدرضا پهلوی در کتاب “ماموریت برای وطنم” در باره پدرش می نویسد که اومعتقد بود: “وظیفه اصلی زن خانه داری و بچه داری است”.

رضا شاه با عنوان ناجی آزادی زنان برای رفع نیاز صنایع نوپای ایران  به نیروی کار ارزان زنان احتیاج داشت، او در سال 1314 دستور کشف حجاب را داد ولی تغییرات مثبتی در جهت قوانین مدنی مردسالانه اش داده نشد.

جنبش بیداری وبرابرخواهانه زنان ایران که در آغاز خودجوش بود، راهی پرفراز و نشیب را تاکنون طی کرده است.

در دهه هفتم قرن بیستم میلادی با اوج گیری و تشدید تضادهای اجتماعی-سیاسی و اقتصادیِ ناشی از دیکتاتوری رژیم پهلوی، زمینه های انقلاب مردمی 1357 را فراهم ساخت.

این انقلاب که گذاری از حکومت سلطنتی به جمهوری بود، با خصلت مردمی و اهداف آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی با مشارکت وسیع زنان بعنوان نیمی از جمعیت ایران، برگ جدیدی را در صفحات تاریخ ایران رقم زد.

 انقلاب بهمن 1357 می توانست نقطه عطفی برای پایان حکومت استبدادی سلطنتی و گذار به یک جمهوری دمکراتیک باشد. اما جمهوری اسلامی  با تکیه برحاکمیت جهل و ارتجاع مذهبی بزعم خود کمر به عقب راندن تاریخ ایران بست تا میهن ما را به دوران 1400 سال بیش و حکومت قرون وسطایی سوق دهد.

اکنون در اوایل قرن بیست ویکم و در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب مشروطیت( 14مرداد1285) و پس از گذشت تقریبی دو قرن از قتل فجیع طاهره قره العین،  در میهن ما پایه های حاکمیت  دیکتاتوری جمهوری اسلامی  به لرزه درآمده است.  سران رژیم ولایی با اجرای قوانین قرون وسطایی، بی عدالتی در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را گسترش داد تا با سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام، به بقای خود ادامه دهد. اما در جامعه ای  که بیش از شصت در صد زنان آن تحصیلات دانشگاهی دارند، نمی توان  رشد آگاهی جامعه نسبت به خواسته های انسانی شان- از جمله حق داشتن یک زندگی معمولی- را متوقف کرد یا این آگاهی را از آنان باز ستاند.

جنبش زنان ایران، با پشت سر گذاشتن جنبش های گوناگون از جمله خیزش زن، زندگی، آزادی در سال 1401که نفی هرنوعی از سلطه یکی از اهداف آن بود ، دوشادوش همه نیروهای مترقی به مبارزات خود برای دستیابی جامعه ای عاری از ظلم و استبداد و داشتن حق زندگی با حفظ کرامت انسانی و برای صلح ادامه می دهد.

هم اکنون این جنبش با پشتوانه ای غنی و بیش از یکصد ساله اش در هماهنگی با سایر نیروهای مردمی  در دو راستا به مبارزه پیگیر خود از جمله در زمینه های زیر ادامه می دهد:

از یک طرف مبارزه با  ارتجاع مذهبی و رهایی میهن از ظلم و استبداد و برای دستیابی به حقوق اجتماعی- انسانی از جمله:  دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی، لغو همه قوانین قرون وسطایی بویژه قوانین مدنی ای که بر فرودستی زنان صحه می گذارد و نیز داشتن حق پوشش اختیاری و سایر حقوق مدنی و شهروندی که از شهروندان  زن و مرد دریغ شده است، رفع هر نوع خشونت و تبعیض جنسی جنسیتی و  رسیدن به  برابری زن و مرد در همه عرصه ها را می توان نام برد که متاسفانه این روند در شرایط جنگ تحمیل شده و بمباران میهن عملا بشدت تضعیف شده است .

از طرف دیگر برای استقرار صلحی پایدار و علیه شرایط «نه جنگ و نه صلح»  که هم اکنون در میهن ما جاری است و جنگ افروزان- چه جنگ طلبان داخلی یا خارجی- در راستای منافع خود به آن دامن می زنند، مبارزه مردم مستاصل از جنگ و فقر و گرانی و تورم  و بی آبی و بی برقی و..  برای داشتن زندگی همراه با کرامت انسانی و برقراری صلح  به اشکال مختلف در جامعه ادامه دارد. مبارزه ای که همزمان علیه مداخله جنایتکارانه  امپریالیسم آمریکا و رژیم صیهونیستی اسرائیل در امور داخلی میهن ما و بمباران وحشیانه میهن که تاکنون زندگی هزاران نفر از مردم ستمدیده بویژه کودکان و غیر نظامیان را به نابودی کشانده است می باشد.  جنایت وحشیانه بمباران مدرسه میناب و کشتار کودکان بی گناه این مدرسه هیچگاه از حافظه جمعی جهانیان پاک نخواهد شد.

مردم رنجدیده و محروم ایران که بار جنگ و فقر و گرانی ها بر دوش آنان سنگینی می کنند بویژه زنان میهن ما بخوبی می دانند که جنگ علاوه بر نابودی منابع انسانی و طبیعی و زیرساخت های حیاتی کشور -که متعلق به تمام مردم است- تنها و تنها در خدمت  منافع نیروهای ارتجاعی برای ادامه حیات شان ونیز قدرت های جنگ افروز امپریالیستی بویژه امپریالیسم آمریکا و رژیم کودک کش اسراییل بوده و مبارزات حق طلبانه مردم را به عقب می راند. آنان بشدت از جنگ بیزارند و خواهان صلحی پایدار و زندگی درخور و شایسته توام با کرامت انسانی هستند.

 نه به جنگ  !

زنده باد صلح !

(عکسی تاریخی از: زنان پیشرو متشکل در جمعیت پیک سعادت نسوان)

از دیگر منابع مورد استفاده : مقاله «حزب کمونیست ایران و جنبش بیداری زنان ایران»/  ویژه نامهٔ «نامهٔ مردم»، به مناسبت یکصدمین سالگرد تأسیس حزب کمونیست ایران، ۱۶تیر ماه ۱۳۹۹

 

۵ مرداد ۱۴۰۵