در حال بارگذاری

جستجو

اطلاعیه‌های تشکیلات چرخان خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان  ره آورد مرد سالاری و نظام سرمایه داری –  تاملی بر پدیده آزار جنسی و نمونه ای از قوانینی که برای منع خشونت علیه زنان وضع شده اند

سالانه سازمان ملل متحد درباره خشونت علیه زنان، به ویژه “زن‌کشی”، گزارش‌های بی‌شماری  منتشر می کند. در نوامبر 2025  گزارش مشترکی توسط  نهاد مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد “[1]UNODC” و  نهاد زنان سازمان ملل متحد “UN Women” تنظیم و عرضه شده است، که براساس آن: “در سراسر جهان، حدود 83000 زن و دختر به قتل رسیده‌اند. یعنی به طور تقریبی 60 درصد این رقم، چیزی حدود 50000 زن و دختر توسط شریک زندگی‌ خود و یا سایر اعضای خانواده‌ در سال 2024 کشته شده‌اند[2]“. باید گفت که به طور متوسط روزانه 137 زن و دختر با این شیوه جان خود را از دست می‌دهند.

 بر اساس این گزارش تخمین‌های کنونی هنوز نتوانسته اند که زن‌کشی‌هایی که خارج از خانواده صورت میگیرند را به تصویر بکشند، و برای تجزیه و تحلیل همه اشکال زن‌کشی به داده‌های جامع‌تر و دقیق‌تری نیاز است. چنین آمار و شواهدی برای طراحی سیاست‌های مؤثر برای جلوگیری از قتل زنان در محیط خانه یا محیط‌های عمومی ضروری است[3] .

چنانچه در ادبیات پیشرو، ریشه ی زن کشی در فرهنگ غالب مردسالاری ریشه یابی شده است[4] ، تجربه نشان داده است که پدر سالاری، خود یکی از بزرگترین موانع در راه پایان دادن به خشونت علیه زنان به خصوص در منطقه ما است. برای سالها، دیدگاه دیرینه مبنی بر این که خشونت علیه زنان یک امر خانوادگی است که باید به طور خصوصی در خانواده با آن برخورد شود، راه را برای تداوم این فاجعه هموار کرده است. این برخورد تبعات مشکل زای خود را به همراه داشته، مانند بقای فرهنگ تعرض به زنان – که در دولتهای مذهبی و در جوامع تحت حکومت اسلام سیاسی به اشکال مختلف تضییقات جدی برای زنانی که در صحنه ی اجتماعی حضور پیدا میکنند بوجود آورده است – از جمله دید منفی نسبت به قربانیان خشونت و ترس از گزارش خشونت اعمال شده، عدم وجود قوانین عادلانه و اجرای قوانین موجود و غیره می باشد. در چنین شرایطی تصویری که از این معضل انسانی و اجتماعی از طرف ساختار دولتی عمیقا مرد سالارانه و متحجر وارد صحنه ی آموزش و تعلیم و تربیت می شود عادی سازی این مشکل بزرگ است. ما باید طرز فکری را که خشونت علیه زنان را می پذیرد، و توجیه میکند تغییر دهیم.

 منشأ خشونت علیه زنان را میتوان تا حدی در این تفکر عمیقاً سنتی و ریشه دار پیدا کرد که مردان برتر از زنان هستند و لازم میدانند که سلطه خود را  حفظ و تعمیق  کنند. این تفکر به همت مبارزات سر سختانه زنان و نیروهای پیشرو در میهن ما و در سطح جهانی به چالش کشیده شده است.  آگاه سازی و آموزش در جامعه در باره منشاء و آسیب های ناشی از این برخورد  ابزار مهمی در تغییر طرز فکری است که اجازه خشونت مبتنی بر جنسیت را می دهد. در عین حال، ایجاد یک چارچوب حقوقی مترقی برای دور شدن و گذار از روابط مردسالارانه، جایی که هنجارها و فرهنگ جدید مبتنی بر احترام به کرامت انسانی زنان، به عنوان شهروندان برابر، پایه گذاری شود. شناخت حقوق زنان به مثابه یک اصل مهم و پر اهمیت حقوق بشر،  اهمیت بالایی در رفع خشونت علیه زنان دارد.

پدرسالاری مجموعه ای است از روابط قدرت که در آن زنان به طور مضاعف مورد استثمار جدی قرار می گیرند.  در این روابط قلمرو خانگی و خصوصی به قلمرو زنان اتلاق می شود، در حالی که حوزه مولد و عمومی به قلمرو مردان تعلق دارد[5] – با سلسله مراتب مشخصی که دومی را برتر از اولی می داند و مردان در آن نقش مسلط دارند. این تسلط در کلیت خود همیشه با خشونت همراه است که می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. گفتمان مسلط اجتماعی نابرابری ها را طبیعی و قابل توجیه نشان می دهد و نابرابری و استثمار و سرکوب توسط نظام را مشروعیت می بخشد.

در نظریه ی مارکسیستی باز تولید شیوه تولید از ویژگی های کلیدی فرماسیون های اقتصادی-اجتماعی است، و مادامی که نظام سرمایه داری به بازتولید مناسبات تولید ادامه میدهد،  استثماری که برای این نظام ضروری است ادامه می یابد و آن نیز خود پیوسته بازتولید می شود. به این ترتیب است که   “…نظام سرمایه داری، مسلح به ایدئولوژی مردسالارانه، دائماً روابط استثمار زنان را بازتولید می کند”[6]. علاوه بر این، محققان فمینیست-مارکسیست چالش پیش روی زنان را به جنبه های مختلف جامعه مردسالار و ویژگی های آن نسبت داده اند.

 لویی آلتوسر[7] در نوشته های خود در باره ی اهمیت ایدئولوژی مسلط در جامعه ی سرمایه داری توضیح میدهد که اعمال قدرت توسط دستگاه سرکوبگر دولتی از یک سو و دستگاه ایدئولوژیک دولت از سوی دیگر تضمین می‌شود. ذهنیتی که مردسالاری را تغذیه میکند بخشی از دستگاه ایدئولوژیک سرمایه داری است. در میان رویکردهای فمینیستی- مارکسیستی که درباره ی این موضوع نوشته اند برخی  از چهار ساختار: تولید، بازتولید، جنسیت و اجتماعی شدن کودک نام  می برند[8] و چهار زمینه ی ستم بر زنان در سه حوزه باروری، جنسیت و اجتماعی شدن کودکان را بر می شمارند[9] . نظریه دیگری ریشه موقعیت اجتماعی کنونی زنان را در جدایی حوزه های زندگی عمومی  (که عمدتا توسط مردان اشغال شده) وحوزه های زندگی خصوصی ( اشغال شده توسط زنان )، و ناشی از “این تقسیم کار بر اساس جنسیت” می بیند[10].  یا برخی ریشه استثمار زنان را در مقام آنها در شیوه تولید می یا بند و مطرح می کنند که زنان به عنوان کارگران پرولتری در تولید سرمایه داری استثمار می شوند و در جامعه ی پدر سالاری تحت ستم قرار می گیرند[11]. آنچه تمام این نظریه ها مشترک اند مقیاس ظلم و استثماری است که اکثریت زنان جامعه در جوامع مردسالار سرمایه داری تجربه می کنند و فجایع شخصی، خانوادگی،  اجتماعی و فرهنگی است که خشونت بر زنان به ارمغان می آورد.

برای تخمین مقیاس فاجعه ی خشونت علیه زنان نیاز به داده ها و آمار داریم. گزارش ها ی سازمان ملل و سازمان های مشابه نشانگر این واقعیت هستند که تلاش برای جمع آوری این اطلاعات کافی نیست و این  که برآوردهای فعلی هنوز نتوانسته‌اند زن‌کشی‌هایی را که در خارج از خانواده مرتکب می شوند ثبت کنند و برای تجزیه و تحلیل همه اشکال زن‌کشی به داده‌های جامع‌تر و دقیق‌تری نیاز است. برای مثال چنین شواهدی برای طراحی سیاست‌های مؤثر برای جلوگیری از قتل در محیط‌های خصوصی و عمومی ضروری است. سطوح نگران‌کننده زن‌کشی را میتوان به فرهنگ غالب مردسالار نسبت داد، فرهنگی که یکی از بزرگترین موانع پایان دادن به خشونت علیه زنان، بخصوص در منطقه ی ماست.

در ایران، حکومت جمهوری اسلامی مبارزه ی زنان را سالها به عقب رانده است و در امتداد آن هزاران زن و فرزندان و عزیزان آنها را به زندگی خشونت بار و آثار زیانبار جسمانی، روانی و اجتماعی که محصول آن هستند، محکوم کرده است. در سالهای پس از انقلاب 57 شاهد تلاشهای فراوان زنان برای تصویب قوانینی که خشونت علیه زنان را ممنوع کرده و به رفع خشونت و آثار زیانبار آن در جامعه منجر شود بوده ایم. این مبارزات و تلاش ها همواره با مقاومت دستگاههای حکومتی که آن را مغایر قوانین شرعی می دانند و نیز با سیاست های راهبردی نظام در حوزه زنان – که توسط ولی فقیه تعیین می شود- روبرو شده اند. حتی لایحه بسیار جرح و تعدیل شده ی رفع خشونت علیه زنان که در آن کلمه “خشونت” بطورکلی حذف گردید، بیش از ده سال است که بلاتکیف مانده و تصویب نهایی نشده است . درصحنه بین امللی هم در مقاطع مختلف دولت ایران از قبول مفاد قوانین  بین المللی که ضامن حقوق انسانی زنان هستند طفره رفته است.

در همین رابطه،  افزایش آمار کودک همسری از یکسو و قتل های “ناموسی” از سوی دیگر خود نشانه ی انواع خشونت بر زنان و دختران و  عمق فاجعه ای  هستند که در ایران بیداد می کند. علاوه بر نبود راهکارها و ضمانت های قانونی برای رفع خشونت علیه زنان، ساختارهای فرهنگی موجود همچنان به ترویج و باز تولید انواع خشونت بویژه “خشونت خانگی” مشغول بوده و به عادی سازی و طبیعی شمردن آن متمرکز شده اند. نتیجه این که هنوز در هنگام مطرح شدن ضرورت جلوگیری از خشونت بر زنان در محیط خانواده، سخن از نیاز به تغییر فرهنگ به پیش می آید، در حالیکه ضمانت قانونی برای رفع خشونت علیه زنان لازمه ی چنین تغییر فرهنگی است. به گزارش مطبوعات ایران بین ۴۵ تا حدود ۶۲ زن، طی ۴ تا ۶ ماه ابتدای سال ۱۴۰۴، به دست مردان خانواده کشته شدند و انجمن جامعه‌شناسان ایران هم، چهارم آبان ۱۴۰۴، از «ثبت ۶۳ مورد همسرکشی در ایران از ابتدای سال» خبرداد [12].  به گزارش مرکز آمار ، تعداد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله در بهار ۱۴۰۰ با حدود ۳۲ درصد رشد در قیاس با آمار مشابه خود در بهار سال گذشته به ۹۷۵۳ ازدواج رسیده بود. مطابق با همین آمار، ۴۵ هزار و ۵۲۲ دختر ۱۵ تا ۱۹ ساله نیز در بهار ۱۴۰۰ ازدواج کرده بودند. لازم به توجه است که این آمار مربوط به ازدواج‌های ثبت رسمی شده در سازمان ثبت احوال کشور است و به گفته کارشناسان اغلب ازدواج کودکان ثبت نشده اند و این آمار پایین تر از ارقام واقعی است[13].

در سطح جهان مبارزات سازمان‌های مترقی و سازمان‌های زنان برای حقوق برابر موفق شده اند به تغییراتی در قانون‌گذاری بسیاری از کشورهادست یابند. قرار دادن حقوق برابر در قانون، به زنان درجه‌ای از حمایت را می‌دهد که قبلاً از آنها دریغ شده بود و به زنان فرصت میدهد که نقض آن توسط افراد یا نهاد ها را به چالش قانونی بکشند.

نمونه ای از قوانینی که برای منع خشونت علیه زنان وضع شده اند

 اینجا به یکی از این قوانین می پردازیم تا با یکی از دست آوردهای مبارزات زنان انگلستان آشنا شویم.

قانون برابری {حقوق} 2010 شامل محافظت از افراد در برابر تبعیض است و به خصوص  بر اساس موارد زیر عمل میکند: “نژاد، جنسیت، گرایش جنسی، معلولیت، مذهب یا عقیده، تراجنسیتی بودن (تراجنسیتی به حالتی گفته می‌شود که فرد جنسیت خود را تغییر داده، در حال تغییر است یا پیشنهاد تغییر آن را داده است – که در قانون به آن «تغییر جنسیت» می‌گویند)، زنانی که به تازگی بچه‌دار شده یا باردار بوده اند، متأهل بودن یا در رابطه ی مدنی با شخصی بودن، سن.”

قانون برابری سال ۲۰۱۰ در بریتانیا (Equality Act, 2010) بینش مفیدی در مورد چگونگی تلاش قانون برای تغییر نگرش‌ها و همچنین رفتار اجتماعی ارائه می‌دهد.طبق این قانون هر نوع آزار جنسی را مغایر قانون و مشمول مجازات قانونی است. رفتارهای متفاوتی که درشناسایی آزار جنسی قرار میگیرند و در قانون گنجانده شده است در گزیده‌هایی از این قانون، از جمله برخی تعاریف و مفاهیم ​​نقل قول و مطرح شده اند. لازم به توضیح است که با وجود اینکه تنها 16 سال از تصویب این قانون میگذرد  با ظهور نیروهای راست افراطی، شاهد تلاش این نیروها برای محدود کردن کاربردی این قانون هستیم.

 

تعداد کشورهایی که آمار زن‌کشی در آنها پوشش داده شده اند، تقسیم شده بر اساس منطقه (۲۰۱۰ -۲۰۲۴)[14] 

 

 

منطقهتعداد کشورها/قلمروهای منطقهتعداد کشورهایی که داده‌های آنها حداقل برای یک سال در دوره ۲۰۱۰-۲۰۲۴ در دسترس استتعداد کشورهایی که داده‌های آنها حداقل برای ۳ سال در دوره ۲۰۱۰-۲۰۲۴ در دسترس بوده است
 زنان قربانی قتل عمدزنان قربانی همسر/شریک زندگی یا عضو خانوادهزنان قربانی قتل عمدزنان قربانی همسر/شریک زندگی یا عضو خانواده
آفریقا582111186
آمریکای شمالی و جنوبی5443364032
آسیا5240213615
اروپا5248444438
اقیانوسیه238552
جهان23916011714393

 

 

آزار جنسی

در این بخش نوشتار به تعریف مفاهیم و مختصری از متن قانون برابری  انگلستان  (Equality Act 2010)می پردازدیم.  این متن برگرفته از یک سند راهنما است که در سامانه ی اینترنتی بنیاد “بحران تجاوز” (Rape Crisis)برای آشنا کردن مراجعین این سامانه با قانون برابری 2010 این کشور منتشر شده است[15]. بخش عمده ای از متن زیر توسط هوش مصنوعی ترجمه شده است و گر چه عمدتا نقل قول مستقیم از متن است، در برخی نقاط توضیحات مختصری داده شده که با آکولاد مشخص شده است. این راهنما به تعریف آزار جنسی می پردازد و توضیح میدهد که در عمل به چه اشکالی اعمال یا تجربه می شود. نهاد های دولتی و صاحب کار در انگلستان موظفند که شرایطی را به وجود بیاورند که در آن هیچگونه تبعیض بر اساس شاخص های مطروحه در قانون رخ ندهد.

“آزار جنسی چیست؟[16]

آزار جنسی به هرگونه رفتار جنسی ناخواسته اتلاق می‌شود که باعث شود فردی احساس ناراحتی، ترس، توهین یا تحقیر کند، یا با هدف ایجاد چنین احساسی انجام شود.

آزار جنسی نوعی خشونت جنسی است — اصطلاحی که برای توصیف هرگونه فعالیت یا رفتار جنسی بدون رضایت {فرد مورد توجه} به کار می‌رود. انواع دیگر خشونت جنسی شامل تجاوز و تعرض جنسی هستند.

اغلب به قربانیان و بازماندگان آزار جنسی گفته می‌شود که “بیش از حد حساس” یا “غیرمنطقی” هستند، یا این‌که “یک شوخی را جدی گرفته‌اند”.

اما آزار جنسی هرگز خنده‌دار نیست و نباید رخ دهد.

آزار جنسی می‌تواند باعث شود قربانیان و بازماندگان احساس ناراحتی، ترس، تحقیر یا ناامنی کنند. برای برخی افراد، این تجربه می‌تواند تأثیر جدی بر سلامت جسمی و روانی آنان داشته باشد و کیفیت زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار دهد.

ممکن است شنیده باشید که مردم درباره آزار جنسی در محیط کار صحبت می‌کنند. اما آزار جنسی می‌تواند در هر مکانی رخ دهد و اشکال مختلفی داشته باشد.”

“هیچ‌کس هرگز سزاوار آزار جنسی نیست …و مسئولیت کامل این رفتار بر عهده فرد یا افرادی است که آن را مرتکب میشوند.”

 

“تعریف قانونی آزار جنسی

در انگلستان و ولز، تعریف قانونی آزار جنسی این است که فردی رفتار جنسی ناخواسته‌ای نسبت به شخص دیگری انجام دهد که موجب شود او احساس ناراحتی، ترس، توهین یا تحقیر کند.

همچنین اگر کسی رفتاری را با قصد ایجاد چنین احساسی انجام دهد، باز هم آزار جنسی محسوب می‌شود؛ حتی اگر طرف مقابل در عمل دچار این احساسات نشده باشد.

طبق «قانون برابری ۲۰۱۰» (Equality Act 2010)، در شرایط زیر یک فرد مرتکب آزار جنسی شده است، اگر:

  • رفتار ناخواسته‌ای با ماهیت جنسی انجام دهد، و
  • این رفتار هدف یا نتیجه‌ای داشته باشد که موجب نقض کرامت فرد دیگر شود یا محیطی ترسناک، خصمانه، تحقیرآمیز، توهین‌آمیز یا آزاردهنده برای او ایجاد کند.

این رفتارهای جنسی ناخواسته ممکن است به‌صورت حضوری، تلفنی، پیامک، ایمیل یا آنلاین رخ دهند. هم فرد آزاردهنده و هم قربانی یا بازمانده ممکن است از هر جنسیتی باشند.”

 

“آزار جنسی شامل طیف گسترده‌ای از رفتارهاست، از جمله:

  • اظهار نظرها یا صدا در آوردن های جنسی — مانند متلک‌گویی خیابانی یا سوت زدن با نیت جنسی
  • حرکات و اشارات جنسی
  • خیره شدن یا نگاه‌های معنادار و تحریک‌آمیز، از جمله {با نگاه} برانداز کردن فرد
  • «شوخی»های جنسی
  • کنایه‌ها یا حرف‌های دوپهلو با مضمون جنسی
  • پیشنهادها یا ابراز تمایل جنسی ناخواسته
  • درخواست رابطه  جنسی
  • ارسال پیامک یا ایمیل دارای محتوای جنسی — مانند «سکست» ناخواسته یا ارسال عکس‌های جنسی
  • پیام‌ها یا ارتباطات جنسی در شبکه‌های اجتماعی
  • پرسش‌های مداخله گرایانه ی خصوصی درباره زندگی خصوصی یا جنسی فرد
  • صحبت کردن فرد درباره زندگی جنسی خودش در شرایط ناخواسته برای شنونده
  • اظهارنظر درباره بدن، ظاهر یا لباس فرد
  • پخش شایعات جنسی
  • بیش از حد نزدیک به فرد ایستادن
  • نمایش تصاویری با ماهیت جنسی
  • تماس فیزیکی ناخواسته با ماهیت جنسی — مانند مالیدن بدن به دیگری، بغل کردن، بوسیدن یا ماساژ دادن ناخواسته
  • تعقیب و مزاحمت (stalking)
  • نمایش اندام جنسی در ملأ عام
  • {گرفتن عکس یا فیلم از زیر لباس فرد بدون رضایت او} (upskirting)”

“آزار جنسی طبق «قانون برابری ۲۰۱۰» نوعی تبعیض غیرقانونی محسوب می‌شود.

این بدان معناست که افراد در برخی مکان‌ها از نظر قانونی در برابر آزار جنسی محافظت می‌شوند — مانند محیط کار، وسایل حمل‌ونقل، مدارس، کالج‌ها و دانشگاه‌ها.

بنابراین اگر آزار جنسی در این مکان‌ها رخ دهد، قربانیان و بازماندگان حق دارند برای یافتن راه‌حل اقدام کنند. این اقدامات می‌تواند شامل ثبت شکایت یا طرح دعوی در دادگاه‌های مدنی باشد.”

 

“نکات مهم درباره آزار جنسی و قانون

  • فقط فردی که هدف رفتار جنسی قرار میگیرد می تواند تعیین کند که آیا آن رفتار ناخواسته بوده یا نه — نه فردی که آن رفتار را انجام داده است.
  • مهم نیست دیگران فکر کنند این رفتار قابل قبول است یا نه، یا این‌که چنین رفتاری در آن محیط رایج باشد.
  • آزار جنسی ممکن است تنها یک‌بار اتفاق بیفتد یا تکرار شود.
  • صرف این‌که رفتاری در گذشته پذیرفته شده یا اعتراضی به آن نشده، به این معنا نیست که همیشه مطلوب است یا رفتارهای دیگر نیز پذیرفته خواهند بود.
  • رفتار جنسی ناخواسته لازم نیست مستقیماً متوجه قربانی باشد؛ ممکن است فرد شاهد یا شنونده آن را هم تحت تاثیر این آزار قرار دهد.
  • اگر قربانی یا بازمانده به دلیل واکنشش به آزار جنسی مورد رفتار نامناسب یا تبعیض قرار گیرد، طبق قانون این نیز نوعی آزار محسوب می‌شود. “

 

“زمانی که آزار جنسی جرم محسوب می‌شود

برخی اشکال آزار جنسی در انگلستان و ولز به‌طور خودکار نقض قانون کیفری محسوب می‌شوند و جرم هستند، از جمله:

  • تحت تعقیب قرار دادن و ایجاد مزاحمت {برای یک شخص مورد نظر} (stalking)
  • نمایش اندام جنسی در ملأ عام
  • {مخفیانه عکس گرفتن از زیر دامن زنان یا دختران} «upskirting»
  • هرگونه آزار جنسی همراه با تماس فیزیکی (که در قانون انگلستان و ولز تعرض جنسی محسوب می‌شود)

برخی دیگر از اشکال آزار جنسی نیز بسته به شرایط ممکن است جرم باشند. برای مثال، اگر کسی بیش از یک بار رفتارهای آزار دهنده جنسی انجام دهد که هدف آن ایجاد ترس یا ناراحتی برای شخص دیگری باشد، ممکن است مرتکب جرم آزار و اذیت شده باشد.

در مواردی که آزار جنسی جرم محسوب شود، ممکن است اقدامات زیر انجام گیرد:

  • بازداشت فرد مرتکب توسط پلیس.
  • آن فرد به ارتکاب جرم متهم شده و محاکمه می شود.
  • در صورتی که مجرم شناخته شود یا به جرم خود اعتراف کند، مجازات خواهد شد.”

اقدامات بالا در مطرح کردن مشکلات جدی که زنان با آن روبرو هستند و پیروزی در ایجاد محافظت قانونی برای زنان از قدم های واجب برای مبارزه با تبعات فاجعه بار اجتماعی که ره آورد مرد سالاری و نظام سرمایه داری است می باشند. زنان دلیر و مبارز ایران هم زمان به رفع قیود قرون وسطایی قانون شرع هم در گیر ند. مبارزه زنان جهان با چالش های متنوع و دایمی مواجه است. آشنایی با مبارزات زنان جهان به زنان همه جا فرصت میدهد که شیوه های کارا برای مبارزات بر حق خود انتخاب و اتخاذ کنند.

 

۱۴ مرداد ۱۴۰۵

 

[1] [1] FEMICIDES IN 2024 برآوردهای جهانی از زن‌کشی شریک زندگی/اعضای خانواده، نوامبر 2025، دسترسی در 23/06/2026، https://www.unodc.org/documents/data-and-analysis/briefs/Femicide_Brief_2025.pdf

[2] [2] Take Five:”فرهنگ مردسالارانه یکی از بزرگترین موانع در پایان دادن به خشونت علیه زنان است”، https://eca.unwomen.org/en/news/stories/2019/02/take-five-patriarchal-culture-is-one-of-the-biggest-violence-inst. 23/06/2026

[3] FEMICIDES IN 2024 برآوردهای جهانی از زن‌کشی شریک زندگی/اعضای خانواده، نوامبر 2025، دسترسی در 23/06/2026، https://www.unodc.org/documents/data-and-analysis/briefs/Femicide_Brief_2025.pdf

[4] Take Five:”فرهنگ مردسالارانه یکی از بزرگترین موانع در پایان دادن به خشونت علیه زنان است”، https://eca.unwomen.org/en/news/stories/2019/02/take-five-patriarchal-culture-is-one-of-the-biggest-violence-inst. 23/06/2026

[5]  28 مه 2020- دنیس کومان، چگونه پدرسالاری و سرمایه داری با هم ترکیب می شوند تا ظلم به زنان را تشدید کنند دسترسی 2026/06/24

[6] Jale Duan, Patriarchy as Ideology: An Examination of Marxist Feminism

ژیاله دوان، پدرسالاری به عنوان ایدئولوژی: بررسی فمینیسم مارکسیستی، مجله پژوهش در فلسفه و تاریخ، جلد 5، شماره 3، 2022– www.scholink.org/osj/index.php/jrph; دسترسی: 24/06/2026

[7] لوئی پیر آلتوسر۱۹۱۸-۱۹۹۰– فیلسوف و جامعه‌شناس مارکسیست فرانسوی –

[8] جولیت میچل   Juliet Mitchell – زاده ۱۹۴۰) روان‌کاو و سوسیال فمینیست انگلیسی(  استاد  روانکاوی و مطالعات زنان

[9] هایدی هارتمنHeidi Hartmann زادهٔ ۱۴ اوت –۱۹۴۵اقتصاددان فمینیست با گرایش سوسیالیستی در نوشته ی دوان

[10] هایدی هارتمن  1976 به نقل از   Duan 2022

[11] زیلا آیزنشتاین – به نقل از   Duan 2022

[12] شبکه شرق – آمار وحشتناک از زن کشی؛ کشتع شدن یک زن در هر سه روز توسط مردان خانواده از ابتدای سال –۱۷ آبان ۱۴۰۴

[13]اقتصاد نیوز – آمار وحشتناک کودک همسری در ایران! –کدخبر: ۴۵۶۴۴۴ ۱۴۰۰/۰۹/۰۱ – ۱۹:۳۳

 

[14] https://www.unwomen.org/sites/default/files/2025-11/femicides-in-2024-global-estimates-of-intimate-partner-family-member-femicides-en.pdf

 

[15]  https://rapecrisis.org.uk/get-informed/types-of-sexual-violence/what-is-sexual-harassment/

 

[16]  https://rapecrisis.org.uk/get-informed/types-of-sexual-violence/what-is-sexual-harassment/