تغییرات اقلیمی و تاثیر مخرب آن برای محیط زیست و مردم میهن ما
امروزه تغییرات اقلیمی گرمایش زمین و آتشسوزیهای گسترده در نقاط مختلف دنیا ازجمله پدیدههای حاصله دهها و صدها سال از اعمال نفوذ بشریت در تخریب محیط زیست میباشند. تصویر این اعمال و تخریب حاصله آنرا میتوان در لیست بلندی دراینجا درسطح جهانی و محلی نامبرد.
در بٌعد جهانی: جنگها و تجاوزهای نظامی کشورهای امپریالیستی و رونق کارخانههای تسلیحاتی؛ کاهش سطح جنگلها برای سودجویی صنایع وسایل مصرفی در مناطقی که به ریههای زمین شهرت دارند مانند جنگلهای آمازون؛ تخریب آب و هوای مناطق پرجمعیت کره زمین و پسامدهای سمی تولیدات صنعتی ازجمله توسط شرکتهای تولیدکنندهٌ پوشاک با استثمار وحشیانه مردان، زنان و کودکان در کشورهایی مانند بنگلادش و هند.
در بٌعد محلی: آتشسوزی جنگلهای زاگرس؛ تخریب مناطق حفاظتشدهٌ زیست محیطی؛ خشکی دریاچهها و رودهای مناطق مختلف ایران و کمبود آب آشامیدنی؛ آلودگی آب و هوای شهرهای پرجمعیت؛ طوفانهای ریزگردی در مناطق خشک و نیمهخشک؛ حضور مخرب شرکتهای سپاه پاسداران و بنیادهای انگلی در مناطق حفاظت شده و مهم زیست محیطی کشور مانند شبه جزیره میانکاله و تالاب هور در شادگان واقع در استان خوزستان و درنتیجه انقراض گونههای کمیاب حیوانی و گیاهی، به فجایع زیست محیطی سرعت بیشتری میدهند. راه حل ملی، منطقهای و البته طبقاتی برای حل این معضلها چه میتواند باشد؟
راهحل ملی – طبقاتی
در روند تولید سرمایهداری با یاری تبلیغات، انسان و منابع طبیعی درجهت کالامصرفی تجملاتی، بیمورد و بیش از حد مصرف هدایت میشوند و نابرابری طبقاتی و افزایش گرمایش زمین ازجمله پیامد فاجعهبار این روند هستند. روندی که از انقلاب صنعتی جهان غرب شروع شدهبود و امروزه به شکل نو سرمایهداری نولیبرالی و شیوهٌ امپریالیستی حفاظت از این منافع تولیدی که مصرفگرایی بیش ازحد و جنگها و تحریمهای مداخلهجویانه را دراین شیوه گنجانده و اعمال میکند، همه در بحران زیست محیطی تاثیرات مستقیم میگذارند. برای نیل به مقصد سیاستهای عوامفریبانه و بیوقفه سرمایهداری، بیزمینکردن کشاورزان و مهاجرت به شهرها و کلانشهرها که درنتیجه بیگانگی انسان، سوء استفاده نیروی مهاجران برای تولیدات کالاهای مصرفی و ازاین قبیل و جدایی انسانها از فرهنگ بومیشان پدیدار میشود.
دراین روند، شیوه طرح مسئله محیط زیست در مطبوعات امپریالیستی شیوهای جز ادعاهای بدون عملکرد و تبلیغات پرصدا و توخالی با کرایه واژههای علمی همراه نیست. در عمل در دنیای غرب آمار شایانی درجهت بهاصطلاح پاکسازی محیط زیست نمیتوان یافت. ازجمله در هیچ مرکز تولیدی شیوه و مقدار عملکرد پایینآوردن پاکسازی استخراج گازهای مضر کربنی و دیگر گازها و بازماندههای صنعتی به شفافیت در اختیار مسئولین قرار ندارد و اگر هم چنین اقداماتی گزارش میشود با نیرنگ و بازی با آمار و نمودارها و جز دروغی بیش نیستند. (دروغسازی تمیزسازی گازهای حاصله از خودروهای آلمانی در دهه اخیر). علت اصلی تبلیغات دروغین و نبود راهکارهای واقعی پاکسازی محیط زیست دراین جوامع را میتوان پشتیبانی واضح حاکمیتهای نولیبرالی غربی از این شیوه سرمایهداری دانست. چراکه مقابل این نوع عملکرد سرمایهداری هیچ عکسالعملی جدی صورت نمیپذیرد.
تابحال در روند پاکسازی شیوه تولید صنعتی و کشاورزی تنها کشوری که عملکرد و آمارهای واقعی – علمی اجرا و ارائه داده چین و چند کشور دیگر میباشند. دولت چین با جدی گرفتن اخطارها در تحولهای منفی تولید گازهای کربنی و دیگر بازماندهها و با بینش انسانی – اکولوژی با هدفهای تعیینشده پیشرفتهای چشمگیری اعلام کردهاست. اهداف دولت چین با استقرار قوانین و تغییر ساختاری استفاده انرژی در صنعت، حمل و نقل، کشاورزی و آگاهسازی عموم مردم و همزمان راهاندازی پروژههای انرژی تجدیدپذیر در کشورهای کمتوسعهیافته، اقدامات جدی و قابل توجهی اعمال میدارد. برنامههای کاهش آلودگی محیط زیست در چین با اشتراک وسیع جامعه اجرا میشود.
در کشور ما مانند دیگر کشورهای موسوم به جنوب، نسخههای اقتصاد نولیبرالی بر اساس آزادسازی اقتصادی، خصوصیسازی، دیکتههای بانکجهانی و صندوق بینالمللی پول مقرراتزدایی بهسود سریع سرمایههای شخصی تجاری و غیرمولد واردکنندگان خودروها، اقلام مصرفی و خوراکی بهاجرا گذاشته شدهاست. در این نسخههاست اجرای بیرویه و غیراصولی پروژههای کشاورزی مانند ازبین بردن تولید داخلی گندم و برنج برای آزادسازی زمینهای کشاورزی که بهنفع ایجاد تولیدات گلها و میوجاتی که جای طبیعی آنها در حیاط زیست میهن ما نیست؛ جنگلزدایی بهنفع ساختمانسازی که به کاهش فزاینده سطح جنگلها و مراتع سبز کشور ختمشده؛ نصب بیرویه سدها در مسیرهای طبیعت جنگلهای حاوی درختان، گیاهان و حیاط وحش خاص منطقه؛ نبود برنامه پاکسازی آبهای فاضلابهای صنعتی و شهری؛ مصرف بیرویه آبهای زیرزمینی در کشاورزی، به محیط زیست صدمات جدی وارد آوردند. بهاین لیست بلند میباید نقش پلید رژیم استبداد ولایی در بهکارگیری دستگاه امنیتی – سرکوبگر بهنفع کلان سرمایهداری و بهزیان تودههای مردمی که در اعتراض به فقر فزاینده، بیکاری و نابرابری جنسیتی، تورم اقتصادی، بحران محیط زیستی و استبداد ولایی هستند، اضافهشود. دراین فضای دیکتاتوری مذهبی – نولیبرالی نبود برنامههای هدفمند منطبق به نفع محیط زیست در سطحهای تجارت، صنعت و خدمات، نقش مستقیم حکمرانان در آلودگی محیط زیست، زندگی و سلامت مردم میهن مارا نشان میدهد.
حق داشتن محیط زیست شایسته طبیعت و انسان در توازن اکولوژی منطقهای و کره زمینی حق هر ملت و انسانیاست. مسئله جبرانناپذیربودن خرابیهای محیط زیست و ازبینرفتن گونههای گیاهی و جانوری که خاص طبیعت میهن ما بوده و هست، تنها به الویت هدفهای جنبش محیط زیستی مردمی ختم شدهاست و رژیم ناکارآمد جمهوری اسلامی حاضر به راه حل کارساز دراین زمینه نیست. علت این عملکرد را در نبود درک صحیح و نداشتن سودهای مالی بهنفع رانتخواران حکومتی و کلانسرمایهداران زیر چتر رژیم میتوان یافت، زیرا دراین نظام به صدماتی که تودههای مردم و طبیعت میهن ما را احاطه میکند هیچ ارزشی قائل نیستند و در چاره این سری بحرانها سودی به صندوقهایشان نمیریزد و حتی درک درازمدت بحران محیط زیست را برای سودجوییهایشان نمیگنجانند. آنها تنها به چند آمار و دادههای کلی بسنده میکنند و برنامههای کلیشهای معرفی میکنند. در پی دههای اخیر کنشگران و فعالان مبارزات محیط زیستی نیز چون دیگر فعالان و حقطلبان زن و مرد و جوانان، کارگران و زحمتکشان فکری و یدی و تهیدستان مورد پیگرد و سرکوب نیروهای امنیتی رژیم ولایت فقیه قرار گرفتهاند.
ازجمله تشکل مردمی در راستای حفاظت از محیط زیست میتوان به “جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست” که با تلاشهای خستگی ناپذیر چند دهه بانوی فقید مهلقا ملاح – مادر محیط زیست ایران – بنیادگذاری شدهبود، نام برد. او با تحقیقات علمی و با همکاری همسر و چند استاد محیط زیست پایهگذار این بنیاد بود و از سری دستآوردها و فعالیت این بنیاد می توان اشاره کرد: مشارکت در بنیادگذاری “سازمان حفاظت محیط زیست ایران”؛ آگاهبخشی قشرهای مختلف جامعه بهویژه زنان و کودکان و دانشجویان؛ تصویب دو واحد درسی اختیاری برای دانشجویان؛ آموزش مدیران شرکتهای تعاونی کرج برای تفکیک زبالهها؛ آموزش زنان خانهدار در زمینه تفکیک پسماند و بازیافت زبالهها؛ درختکاری بهوسیلهٌ زنان و کودکان؛ انتشار نشریه “فریاد زمین”؛ شرکت در اعتراضات جمعی برای حفظ محیط زیست و حفظ دریاچه ارومیه؛ حضور در همایشهای ملی و برون مرزی.
میهن ما سابقه تاریخی در ایجاد قناتها و آبرسانی زیرزمینی دارد و این خود دستآورد تمدنی ما ایرانیان است. ما طبق شرایط منطقهای میتوانیم این تجربه و آموزش را بهعنوان راهحلهای نو بازسازی و ارتقاء دهیم. بهیاد بیاوریم شاهنامه فردوسی با اشاره و احترام از چهار آخشیج که عبارت است از آتش، آب، خاک و باد یعنی همه عناصر زیست محیطی برای بقای انسان و طبیعت آغاز میشود. در دهههای گذشته طرحهای راهبردی محیط زیستی برای شرایط نیمهخشک فلات ایران و وضعیت بارش و کمبود آبهای زیرزمینی مطرح شده که با درنظرگرفتن بازسازی و حفظ محیط زیست میتواند بهطور چندوجهی پاسخگوی چالشهای امروزه و آینده باشند. کلان پروژهٌ ایجاد کانال آبی دریای عمان به دریای خزر یکی ازاین پروژهها است. با مدیریت صحیح دولت ملی – دمکراتیک میتوان در نیل به این هدف ها گام صحیح برداشت. ساخت و ساز چنین برنامههایی میباید به بهبودی و پاکسازی محیط زیست، تامین آب آشامیدنی و کشاورزی، اشتغالزایی و فرهنگهای بومی منطقه در درازمدت یاری رسانند.

زنان مناطق بومی و روستاها اولین آسیبدیدگان آلودگی و تخریبات محیط زیستی هستند. در روستاهای دوردست کمآب سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و استان مرکزی زنان و کودکان در شرایط خطرناک و وخیمی بهسر میبرند. رسانه های رسمی رژیم ولایی بارها از مرگ دلخراش کودکان در هوتکهای استان سیستان و بلوچستان خبررسانی کرده اند. (“هوتک”ها گودالهای مصنوعی و یا طبیعی نسبتاً بزرگی است که آب حاصل از بارندگیها در آن جمعآوریشده و در طول سال به مصارف آشامیدنی انسان و حیوانات میرسد؛ این گودال در زبان بلوچی در منطقه بلوچستان به “هوتگ” مشهور است). حتی در مناطق پرآب مانند خوزستان و اصفهان نیز درپی سیاستهای ضدملی و مخرب دولتهای گوناگون دو رژیم دیکتاتوری و فاسد دسترسی آنان به آب با دشواری روبهروست.
تشکیلات دمکراتیک زنان ایران دفاع از محیط زیست و جلوگیری از تخریب آنرا وظیفهٌ جنبشهای مترقی مانند جنبش زنان، دانشجویان و کارگران و زحمتکشان و جنبش صلح میداند. ما معتقدیم جنبش زنان میتواند دراین راستا نقش برجسته بهسود حفظ محیط زیست ایفا نماید.
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
۵ مهرماه ۱۴۰۳

