تاملی کوتاه بر انقلاب مشروطیت و نقش زنان در این انقلاب
به مناسبت ۱۴ مرداد سالروز انقلاب مشروطیت ایران
انقلاب مشروطیت در ایران، یکی ازبزرگترین جنبشهای ترقیخواهانه تاریخ معاصر در منطقه خاورمیانه و سرآغاز تحول بزرگ اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی در میهن ما است که برای نخستین بار مهر و نشان حضور موثر زنان در جنبش های اجتماعی ودر پیروزی انقلاب مشروطیت را به ثبت رسانده است. بعدها این حضور تاریخی سر آغاز روند تحسین برانگیزی گردید که از چشم جهانیان نیز پنهان نماند؛ حضور گسترده زنان در مقاطع حساس و تاریخی علیه ستم و نابرابری. روند رشد یابنده ای که جنبش زنان ایران را به یکی از گردان های موثر جنبش مردمی در مقاطع حساس تاریخی، چه در انقلاب ضد استبدادی بهمن ۵۷ و یا در جنبش های اجتماعی اخیر- بویژه مبارزه پیگیرانه زنان برای دستیابی به خواسته های انسانی و دمکراتیک شان- و علیه رژیم مردسالار و استبدادی ولایت فقیهی تبدیل کرده است .
جنبش بیداری زنان ایران که اوّلین جرقههای آن از اواسط قرن نوزدهم میلادی در مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی زده شد، در انقلاب مشروطیت و پیروزی آن نیز نقشی ماندگار داشت، بیشک یکی از پُرشورترین و کهنترین جنبشهای اجتماعی منطقه است که بعدها تأثیر بسزایی نهفقط در روند مبارزات زنان ایران، بلکه در جنبشهای زنان منطقه بر جای گذاشت.
به گواهی اسناد تاریخی، زنان ایران از اواسط قرن نوزدهم میلادی (قرن سیزدهم هجری) ابتدا با اعتراضهای گوناگون علیه استعمار و استبداد به میدان آمدند. در جریان این مبارزات، نام زنانی مانند طاهره قُرةالعین (زرّین تاج)، از پیشگامان جنبش بیداری زنان، با خطوطی زرّین در برگهای تاریخ مبارزاتی زنان ایران به ثبت رسید. طاهره زنی ادیب و سنّتشکن بود. گرایش او به جنبش بابیه و سخنرانیهای شورانگیز او بدون روبنده در میان طرفداران باب در بَدَشت در نزدیکی شاهرود (تیر ۱۲۲۷)، از او چهرهای انقلابی و جسور ساخت که با اندیشههای مترقیاش پایههای رژیم قاجار را به لرزه در آورد. به همین دلیل بود که ارتجاع زنستیز حکومتِ استبدادی قاجار در سال ۱۲۳۱ (۱۸۵۲ میلادی) به حکم دو مجتهد ارشد او را مُفسد فیالارض اعلام و محکوم به مرگ کرد.
چند دهه بعد، یعنی در سال ۱۲۷۰، زنان پابهپای مردان در جنبش تنباکو علیه واگذاری امتیاز به کُمپانی رِژی به میدان آمدند و با شعار «با این وضع شاه نمیخواهیم» علیه سلطنت ناصرالدین شاه به پا خاستند. نقش پُررنگِ زنان در قیام علیه محتکران غلّه (در سال ۱۲۷۵) در تاریخ مبارزات سیاسی زنان ایران ماندگار شده است. سال ۱۲۸۵ را نیز زنان با اعتراض به گرانی و کمیابی نان و پرتاب تکههای نان مخلوط با شن به طرف کالسکهٔ مظفرالدین شاه قاجار آغاز کردند. (ایوانف، «اتاریخ نوین ایران»)
حضور گستردهٔ زنان در انقلاب مشروطیت تحسین آزادیخواهان را برانگیخت و تأثیر چشمگیری که این حضور در سالهای بعد داشت، ردّ خود را در مبارزهٔ حقطلبانهٔ زنان به جای گذاشت. از بَست نشستن زنان در حرم عبدالعظیم برای دفاع از علمای مشروطهخواه مترقی در سال ۱۲۸۴ گرفته تا حضور جسورانهٔ آنان در نبردهای مشروطهخواهان در آذربایجان (از تیر ۱۲۸۷ تا اردیبهشت ۱۲۸۸)، تا جمعآوری سهام برای بانک ملّی از طریق فروختن جواهرات خود، یا تحریم پارچه و کالاهای خارجی (۱۲۸۵) و شرکت در ماجرای اتمام حجّت (اولتیماتوم) دولت روسیهٔ تزاری به مجلس برای اخراج مورگان شوستر، مشاور مالی آمریکایی دولت ایران، در سال ۱۲۹۰ (صد زن با تپانچههایی در زیر چادرهایشان در اماکن عمومی راه افتادند و تهدید کردند که هر وکیلی را که به اولتیماتوم روسها تسلیم شود هدف گلوله قرار خواهند داد؛ نقل از ی. آبراهامیان، «ایران بین دو انقلاب») و در مبارزه مسلحانه بین موافقان و مخالفان مشروطه در آذربایجان از یافتن جسد تعدادی از زنان مشروطه خواه تبریزی در لباس مردانه گزارش شده است که همگی نمونههایی از مبارزات شجاعانهٔ زنان ایران در جنبش مشروطیت می باشد.
اما با وجود این حضور پُرشور، در قانون اساسی مشروطه در سال۱۲۸۵هجری خورشیدی، بسیاری از حقوق زنان نادیده گرفته شد. هرچند این قانون با تصویب اصل هشتم «اهالی مملکت را در برابر قانون متساویالحقوق» شناخت، ولی مصوّبههای بعدی مجلسها عملاً این اصل را نقض وزنان را در ردیف مُجرمان، محجوران (کمعقل) و جزو صِغَر (کودکان نابالغ) قرار داد. با این حال میتوان گفت که انقلاب مشروطیت نقطه عطفی در تاریخ مبارزات زنان گردید. زنانی که در نهضت مشروطه به خیابانها آمده بودند، پس از استقرار مشروطیت به خانههایشان برنگشتند و با تأسیس مدارس دخترانه و انجمنها و نشریههای مخصوص زنان، مصرانه خواستار تغییر وضعیت خود، به ویژه دستیابی به حق تحصیل شدند. به علاوه پس از تحولات سیاسی و اجتماعی در همسایهٔ شمالی ایران(انقلاب کبیر اکتبر) که به نوبهٔ خود نقش مؤثری در ترویج افکار مترقی و سوسیالیستی در کشور ما ایفا کرد، نقش زنان در تحوّل های اجتماعی افزایش یافت که در سرمقالهٔ نخستین شمارهٔ «پیک سعادت نِسوان» نیز به این نکته اشاره شده است.
پیشگامان اولیه جنبش زنان ایران با تمام دشواری ها ی جامعه سنتی و عقب مانده آن زمان، با راه اندازی نشریات و انجمن های زنانه خواسته های اساسی خود را برای تغییر قوانین -که به فرودست سازی زنان در خانواده و جامعه منجر شده بود – بویژه دستیابی به حق آموزش و تحصیل زنان را در دستور کار خود قرار دادند.
بنا به اسناد تاریخی موجود، تا سال ۱۳۰۴ فقط ۳درصد کل زنان ایران باسواد بودند. زنان بهدرستی پی بردند که سواد و آگاهی تا چه حد در مشارکت اجتماعی نقش دارد. به همین دلیل، سوادآموزی و گسترش آگاهی را بشکل پیگیری دنبال کردند.
بر این اساس بود که راهاندازی مدرسههای دخترانه وحق تحصیل زنان، فراگیرترین خواستهای فعالان زن در دوران جنبش مشروطه و پس از آن گردید. نخستین مدرسههای دخترانه با سرمایههای شخصی زنان مؤسس این مدرسهها تأسیس شد. به عنوان مثال، روشنک نوعدوست در سال ۱۲۹۶مدرسهای چهار کلاسی با عنوان سعادت نسوان در رشت تأسیس کرد. اوّلین مدرسهٔ دولتی دختران نیز در سال ۱۲۹۷ در تهران تأسیس شد. امّا باز شدن مدرسههای دخترانه و برخورداری دختران از حق سوادآموزی همچنان با تکفیر و مخالفت های شدید روحانیّت ارتجاعی روبرو بود.
مقاومت زنان در این زمینه و مبارزهٔ آنان برای برخورداری از حق سوادآموزی یکی از شورانگیزترین برگهای تاریخ مبارزاتی زنان ایران در جامعهٔ عقبماندهٔ آن روز ایران است. پیشگامان جنبش زنان و سازمانهای مترقی آنان بهرغم همهٔ سرکوبها در این پیکار نقشی سترگ و ویژه داشتند و راه را به همت تلاش های بی وقفه شان هموار کردند. (حاصل این تلاش ها، امروزه ورود بیش از ۶۰درصد دختران به دانشگاهها و مدرسههای آموزش عالی کشور است).
بنا به گواهی تاریخ نطفههای اوّلیهٔ انجمنهای مترقی زنان ونیز جنبش کارگری و سوسیالدموکراسی در میهن ما در دوران انقلاب مشروطیت بسته شد که این امر تأثیرهایی تعیین کننده بر روند شکلگیری و پیروزی انقلاب مشروطیت گذاشت. حزب کمونیست ایران (۱۲۹۹خورشیدی) و در ادامه آن، حزب توده ایران (۱۳۲۰خورشیدی) توانستند تأثیر چشمگیری بر شکلگیری تشکلهای مترقی در جامعه، از جمله جمعیتهای متشکل و منسجم زنان، بگذارند. تشکل هایی مانند جمعیت پیک سعادت نسوان(۱۳۰۱)، جمعیت نسوان وطنخواه (۱۳۰۱)، جمعیت بیداری زنان(۱۳۰۵)، مجمع انقلابی نسوان در شیراز(۱۳۰۶)، جمعیت اتحادیه صنفی زنان در اصفهان و بعدها تشکیلات دمکراتیک زنان ایران (۱۳۲۱) – با داشتن اساسنامه و برنامههای منسجم، کار خود را در حوزهٔ زنان و بهویژه در راه مبارزه برای حق سوادآموزی و آموزش و بهداشت، مبارزه با فقر فرهنگی و اجتماعی و آشنا کردن زنان با مسائل روز در قالب نمایش نامه ها، برگزاری کنفرانس ها و سخنرانی ها و نشر اسناد و مجلههای گوناگون به پیش میبردند.
برخی از انجمن های مترقی زنان که در بحبوحه جنبش مشروطیت در ایران شکل گرفته بودند عبارتند از:
انجمن آزادی زنان درسال ۱۹۰۷ میلادی
ـ انجمن مخدرات وطن در سال۱۹۱۰میلادی
ـ اتحادیه غیبی نسوان درسال ۱۹۰۷میلادی
ـ انجمن نسوان ایران در سال ۱۹۱۰میلادی
ـ انجمن نسوان وطن در سال ۱۹۱۰ میلادی
ـ شرکت خیریه خواتین ایران در سال ۱۹۱۰میلادی
ـ اتحادیه نسوان در سال ۱۹۱۱ میلادی
ـ انجمن همّت خواتین در سال ۱۹۱۱ میلادی
ـ شورای هیأت خواتین مرکزی در سال ۱۹۱۱میلادی (ساناساریان، الیز. جنبش حقوق زنان در ایران)
هر چند انقلاب مشروطیت ایران، با وجود همهٔ مبارزات، رشادتها و فداکاریهای بینظیر پدران و مادران ما، موفق نشد به هدفهای اصلی و بزرگ خود دست یابد و بار سنگین آن بر دوش آیندگان گذاشته شد، اما این «انقلاب ناتمام» (بنا به تعبیر زنده یاد رحمان هاتفی، که کتابی تحت همین عنوان نوشته است) مسیر تاریخ جدید ایران را گشود. مسیری که زنان شجاع ایران در آن نقش بسزایی دارند .
سخن پایانی:
جنبش بیداری وبرابریخواهانهٔ زنان ایران راهی پُرافتخار و پُر از فراز و نشیبی را طی کرده است. از شرکت زنان در انقلاب مشروطیت، در جنبش ملیشدن نفت ومبارزه برای بدست آوردن حق سوادآموزی و حق رای گرفته تا شرکت وسیع و میلیونی در انقلاب مردمی بهمن ۱۳۵۷ ودر ادامه آن مبارزه پیگیرانه با استبداد ولایی و شرکت موثر در جنبش های اخیر بویژه در خیزش بزرگ«زن زندگی آزادی»(۱۴۰۱) که پایه های رژیم مردسالار و استبدادی ولایت فقیهی را به لرزه در آورده است. این جنبش، که در آغاز بیشتر خصلت ضداستعماری و ضد استبدادی داشت، بعد ها و در روند تکاملی خود آبدیده تر شد و از هر فرصتی برای سازماندهی مبارزهٔ برابرخواهانه استفاده کرده و همراه با مبارزات ضد استبدادی، برای دستیابی به عدالت اجتماعی و رفع ستم جنسی جنسیتی به مبارزه ای بی امان برخاسته است. در این مسیر ناهموار نیروی پرتوان زنان به دستاوردهای معینی نیز دست یافته است. تلاش و پیکارهمه نیروهای مترقی و مردمی و نهادهای مدنی بویژه مبارزات شجاعانه زنان و دختران جوان و تشکلهای پیشرو و مترقی آنان برای آگاهسازی جامعهٔ ، در جهت دگرگون کردن سیمای جامعهٔ واپسمانده وتحقق پیشرفت اجتماعی تأثیری بسزایی داشته است و می رود تا به تغییرات اساسی منجر گردد.
زنان پیکارگر و شجاع ایران بهپشتوانهٔ تجربهٔ غنی مبارزاتیشان بخوبی واقفند که تنها با تشکل یابی و پیوند دادن خواستهای برحقشان با خواستهای جنبش مردمی ودراتحاد عمل با همه نیروهای مردمی و مترقی جنبشِ پیش رو است که می توان به پیروزی دست یافت وراه را برای دگرگونیهای بنیادین و دموکراتیک هموار ساخت و در این راه تلاش خود را دو چندان می کنند .
نه به جنگ ، نه به اعدام، نه به استبداد!
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
۱۴ مرداد ۱۴۰۴

