زنستیزی و حذفِ اجتماعی مدامِ زنان، چالشِ زن بودن در افغانستان
موج تازهٔ خشونت و سرکوب زنانِ مبارز افغانستان از سوی رژیم اسلامگرای طالبان توسط نیروهای امنیتی حکومتیِ “امرِ به معروف و نهیِ از منکر”که این روزها در شهر “هرات” و از شهرک “جبرئیل” به بهانهٔ رعایت نشدن حجاب اجباری بهوقوع پیوست و به دستگیری عدهای پرشمار از جمله مردان و کشته شدن دو نفر منجر گردید، بار دیگر افکار عمومی مترقی جهان را به کشور همسایه ما افغانستان و فاجعههایی که علیه زنان اعمال می شود متوجه کرد. این سرزمین و مردم بلازدهاش که با بازگردانده شدن مجدد طالبان توسط امپریالیسم آمریکا و متحدانش به قدرت در سال ۲۰۲۱ / ۱۴۰۰ قابل پیش بینی بود که اولین قربانیان آن زنان و دستاوردهای حقوقی و مدنیشان باشند. دستاوردهایی که حاصل دههها مبارزهٔ شجاعانه زنان این کشور بهویژه در دورهٔ حاکمیت مترقی جمهوری دمکراتیک افغانستان طی سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲/ ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۱ بود، حاکمیتی که برای بهبودی هر چه بیشتر وضعیت زنان در جامعه سنتی و مرد سالار افغانستان تلاش فراوان کرد. از جمله توسعه نهادها و شبکههای خدمات اجتماعی، آموزشی، و فرهنگی برای زنان و کودکان تلاشهایی ارزنده بود که در این دوره بطور وسیع پایههای آن در افغانستان بنیاد گرفت و بر مشارکت زنان در عرصههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بهویژه به چالش کشیدن تبعیض جنسیتی در جامعه سنتی افغانستان تأثیر فراوان بر جا گذاشت که تا مدتها و در دولتهای غربگرای بعدی آن نیز همچنان ادامه داشت. به طوری که “در آخرین سال پیش از بازگشت طالبان، برای نخستین بار در افغانستان تعداد دانشجویان دختر دانشگاه هرات از تعداد دانشجویان پسر پیشی گرفت؛ اما تنها یک سال پس از حاکمیت دوباره طالبان، آن تعداد به صفر رسید” (روزنامه “شرق”،۲۱ خردادماه ۱۴۰۵).
پس از بهقدرت رسیدن اسلام سیاسی فاجعهبار “طالبان” در افغانستان بازگشت به نقطه صفر بهویژه برای زنان و حذف دستاوردهای مبارزاتی آنان بهسرعت آغاز شد چندان که نقش زنان به فرزندآوری، در خدمت همسر بودن، و به بردگانی فاقد حقوق و اختیار و تحت کفالت مردان خانواده بودن تنزل یافت. از ممنوعیت تحصیل دختران پس از دوره ابتدایی گرفته تا محرومیت از تحصیل در دانشگاهها، نداشتن حق اشتغال، ممنوعیت از حضور در بسیاری از فضاهای اجتماعی مثل حضور در پارکها و خیابانها و مرکزهای تندرستی، بیمارستانها، زیر نظارت بودن پوشش، و حتی حرام بودن شنیده شدن صدای زن، محدودیت سفر یا حتی ممنوعیت رفتوآمد در سطح شهر بدون همراه مرد (یا یک مَحرَم)، و دیگر قانونهای محدود کننده بود که از فردای “پیروزی” دوباره طالبان در دستورکار حکومتشان در همهٔ زمینهها قرار گرفت و عملی گردید تا مصداق عینی ضربالمثل معروفی گردد که “جای زن نخست خانه است و سپس گورستان”.
اما زنان مبارز افغانستان هر چند خانه نشین شدند ولی هیچگاه قربانیان خاموش ٰرژیم زنستیز و قرونوسطایی طالبان نگردیدند و تسلیم ارعاب و سرکوبگری طالبانی بهآسانی نشدند. نخستین اعتراضهای خیابانی پس از بازگشت این گروه مرتجع به قدرت در شهرهای بزرگ شکل گرفت و نخستین بار زنان هرات در صف مقدم این اعتراضها قرار داشتند، سپس، زنان کابل و دیگر شهرها نیز به میدان آمدند. کمی بعدتر مقاومت زنان به شکلها و در قالبهایی مختلف ادامه یافت، از فعالیت در کلاسهای زیرزمینی و آموزشهای گوناگون گرفته تا دیوارنویسی، فعالیتهای فرهنگی، نمایشهای هنری، و شبکههای پنهان همبستگی.
بنا به گزارش رسانههای خارجی، در آستانهٔ فرارسیدن روز جهانی زن، گروهی از زنان افغانستانی روز هفتم [ششم] مارس ۲۰۲۵/۱۶ اسفندماه ۱۴۰۳، در اعتراض به سیاستهای زنستیزانهٔ گروه افراطی طالبان، در برابر دفتر معاونت سازمان ملل متحد در کابل تظاهرات کردند (رادیو فرانسه، ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۳). یا شماری از زنان در کابل و پنجشیر در افغانستان باشعار “تحصیل، کار، آزادی” دست به تظاهرات و راهپیمایی زدند (بی بی سی، ۲۸ شهریورماه ۱۴۰۰/ ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱). با این وجود، سرکوبها و اعمال انواع خشونتهای جسمی و روانی بهویژه خشونتهای دولتی علیه زنان و به خانه راندن آنان از عرصههای اجتماعی و اقتصادی ادامه یافت و در طول این سالها تشدید نیز شدهاند. تا جایی که امروزه حدود ۳٫۸ میلیون دختر از آموزش محروماند و این وضعیت کمبودِ نیروی کار متخصص زن در بخشهای آموزش و صحت (بهداشت و درمان) را باعث شده است. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ / ۱۴۰۹ افغانستان با کمبود بیش از ۲۵۰ هزار کارمند زن روبهرو خواهد شد (بهنقل از: گزارش جورجیت گانیون، معاون نمایندهٔ ویژهٔ منشی عمومی [دبیرکل] سازمان ملل متحد در افغانستان). فاجعه غیرانسانی ای که بویژه ارائه خدمات پزشکی به زنان و دختران را در آینده تنزل داده و به عنوان شهروندان درجه دو زندگی آنان هر چه بیشتر در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
هر چند مطابق معمول آماری رسمی درباره خشونت علیه زنان وجود ندارد یا وجود دارد اعلام نمیشود، اما بر اساس آخرین گزارش هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان که همزمان با “روز جهانی محو خشونت علیه زنان” در سال ۲۰۲۵/ ۱۴۰۴ منتشر شد، ” موارد خشونت علیه زنان و دختران افغانستانی طی کمتر از دو سال حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است”(نشریهٔ “جهان صنعت”، “جغرافیای زخم زنانه”، ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵).
در کنار این خشونتهای آشکار فیزیکی، حکومت طالبان در چند سال گذشته فرمانها و دستورهای محدود کننده بسیاری را درباره حضور زنان در عرصهٔ حوزههای آموزش، اشتغال، و حضور اجتماعی زنان صادر و اجرایی کرده است، بهویژه اجرای محدودیتهای حقوقیایی جدید از جمله در امر ازدواج و طلاق مطابق “فرمان شمارهٔ ۱۸” طالبان تشدید شدهاند. این فرمان که در ۲۴ اردیبهشتماه امسال در روزنامه رسمی طالبان منتشر شد، چارچوبی برای “جدایی زوجین” تعیین میکند. در ظاهر امر موضوعِ فرمان به شرایط جدایی و اختلافهای خانوادگی مربوط است، اما در واقع در تحلیل حقوقی نهادهایی مانند “سازمان عفو بینالملل”، «مفاد آن پیامدهایی بهمراتب گستردهتر برای دختران و زنان دارد و هر چه بیشتر اختیار زنان را در کنترل مردان خانواده و ساختار قضایی تبعیضآمیز طالبان قرار میدهد» (“پیام ما”- رسانه توسعهٔ پایدار ایران-۲۲ خردادماه ۱۴۰۵).
این محدودیتها و ممنوعیتهای تازه همچنان از مهمترین چالشهای پیشِرویِ زنان افغانستان و مردم آن بوده و اعتراضهای اخیر افغانستان علاوه بر مسئله پوشش و حجاب اجباری با فرمان اخیر بیارتباط نیست تا جایی که امروز حتی حق حضور زنان در خیابانها و اماکن عمومی نیز هدف قرار گرفته و محدودتر شده است.
سکوتِ جامعهٔ جهانی در برابر فاجعهای عظیم که قدرتهای امپریالیستی با به اریکهٔ قدرت نشاندن طالبان به مردم زحمتکش افغانستان تحمیل کردهاند و وضعیت اسفبار زنان و دختران افغانستان مصداق بارز ارتکاب جنایتی عریان در مقابل دیدگان بشریت مترقی در قرن بیستویکم است. جنایتی عریان که در توجیه حضور مداخلهجویانهٔ این قدرتهای امپریالیستی و سپس سکوت و واگذار کردن آن به رژیم قرونوسطایی اسلام سیاسی طالبان آن را عملی ساختند.
امروزه جهان بهویژه زنان آگاه منطقه بهتجربه دریافتهاند زنستیزی و کنترل زنان از مشخصههای اصلی و هویت بنیادی اسلام سیاسی و رژیمهای مردسالار و استبدادی است، هویتی بنیادی که نه فقط کنترل و سلطه بر زنان بلکه کنترل جامعه جزوِ هدفهایش است. امری که در پی انحراف از آرمانهای مردمی انقلاب ۵۷ با بهقدرت رسیدن اسلام سیاسی در کشور ما زنان ایران نیز آن را با پوست و گوشت خود لمس کرده و در اعتراضها و جنبشهای گوناگون چهار دههٔ اخیر علیه آن به مبارزه برخاستهاند که آخرین نمونهٔ آن همچنان جنبش عظیم و مردمی “زن، زندگی، آزادی” بوده است، جنبشی که در جهان پرآوازه شد و دستاوردهایی مهم دربر داشت.
امروزه نیز خواهران آگاه ما در افغانستان با شعار “تحصیل، کار، آزادی” در حالیکه حق تحصیل از مقطع دبیرستان از آنان سلب شده است نشان دادهاند که هر چند طالبان حلقه محدودیت بر آنان را روز بروز تنگتر کرده و میکند، اما مقاومت زنان علیه آپارتاید (تبعیض) جنسیتی همچنان زنده و پا برجاست. چالشها ادامه دارد و زنان در افغانستان با وجود تمام سرکوبها و آزارهای جسمی و روانی مرعوب نظام زنستیز و خشن طالبان نشدهاند. زنان شجاع افغانستان برای حضور در جامعه و علیه حذف زنان دست از مبارزه برنمیدارند و در این راه توانستهاند تا حد معینی حمایت مردان آگاه را نیز به این مبارزه جلب کنند. بنا به گزارشها در سرکوب اخیر در کنار زنان عدهای از جوانان و مردان آگاه نیز توسط نیروهای امنیتی دستگیر و زندانی شدهاند. این امر نشان دهنده این نکته کلیدی است که مسئله زنان و کنترل و نقض کرامت انسانی آنان امریست که تنها به زنان محدود نبوده و در واقع کل جامعه – اعم از زنان و مردان- را زیر ضربه قرار داده است.
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران ضمن محکوم کردن سرکوبهای وحشیانه رژیم واپسگرا و ضد مردمی افغانستان علیه زنان و جوانان و در پشتیبانی از مطالبات و مبارزات برحق مردم این کشور، اعتقاد دارد جامعهٔ بینالمللی بهویژه زنان جهان باید صدای رسای زنان و مردم شجاع افغانستان برای زندگیای عاری از خشونت، و نابرابری و نقض کرامت انسانی و برقراری صلح و عدالت باشند. ما در کنار زنان شجاع و مبارز افغانستان ایستادهایم و از مبارزات برحق آنان پشتیبانی میکنیم. ( عکسی از تظاهرات پیشین زنان در افغانستان – از آرشیو )
تشکیلات دموکراتیک زنان ایران
۲۷ خرداد ۱۴۰۵

