در حال بارگذاری

جستجو

اطلاعیه‌های تشکیلات چرخان

کودکان کار قربانیان خاموش بهره کشی و استثمار

شعارامسال “سازمان بین‌المللی کار” برای روز جهانی مبارزه با کارکودکان : کارت قرمز به کار کودکان: بازی جوانمردانه برای کودکان، کار شایسته برای بزرگسالان

۱۲ ژوئن (۲۲ خردادماه)  “روز جهانی مبارزه با کار کودکان” نامیده شده است تا در این روز به‌طورویژه علیه کار کودکان آگاهی بخشی شود. پدیدهٔ کودکان کار و کار کودکان اساساً در فقر و نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی ریشه دارد و زائیدهٔ نظام سرمایه‌داری است و دولت‌ها در به‌وجود آوردن این معضل بزرگ اجتماعی نقش دارند. تعیین این روز زیر عنوان” روز جهانی مبارزه با کار کودکان”  اولین بار در سال ۲۰۰۲/۱۳۸۱ به‌پیشنهاد “سازمان بین‌المللی کار” (“ILO”) صورت گرفت. این نهاد بین‌المللی هرساله به‌منظور بسیج افکار عمومی،  نهادها، و کنشگران حقوق کودکان، و به‌ویژه  برای توجه دادن دولت‌ها  و ملزم ساختن آن‌ها به حل ریشه‌ای این معضل جهانی به تعیین شعاری نمادین اقدام می کند. کار کودکان، این معضل فراگیر و پدیدهٔ‌ فاجعه‌بار و غیرانسانی که در فقر، حاشیه‌نشینی، مهاجرت، بیکاری یا درآمد ناکافی والدین، نیز در بحران‌های اقتصادی و تبعیض‌ها و ناهنجاری‌های گوناگون اجتماعی ناشی از آن‌ها که ذاتی نظام منحط سرمایه‌داری است ریشه دارد. و جلوگیری از کار کودکان- یعنی آینده‌سازان هر جامعه- و تأمین محیط سالم و امکانات لازم برای رشد مادی و معنوی آنان جزو وظایف درنگ‌ناپذیر دولت‌ها محسوب می شود.

 شعار امسال (سال۲۰۲۶) این سازمان برای روز جهانی مبارزه با کارکودکان، روزی که با برگزاری جام جهانی فوتبال که میلیاردها نفر در جهان آن را دنبال خواهند کرد عبارت است از: “کارت قرمز به کار کودکان: بازی جوانمردانه برای کودکان، کار شایسته برای بزرگسالان“.  این شعار به‌ویژه  دولت‌ها و نهادهای مدنی و کنشگران در عرصهٔ موضوع کار کودک را خطاب قرار داده وضمناً تأمین شغل مناسب برای والدین (بزرگسالان) را خواهان است .

صندوق کودکان سازمان ملل(یونیسف) نیز در روز۱ ژوئن/ ۱۴ خردادماه به‌مناسبت روز جهانی کودک هشدار داده بود: “میلیون‌ها کودک در جهان همچنان قربانی جنگ، فقر، کار اجباری، و محرومیت از آموزش هستند و به‌جای کلاس درس و محیط امن، در خیابان‌ها، اردوگاه‌ها، و منطقه‌های بحران‌زده زندگی می‌کنند.” توصیفی واقعی از اوضاع فاجعه‌بار امروز جهان به‌ویژه درمنطقه‌هایی که جنگ و بمباران‌های وحشیانه امپریالیسم آمریکا و همدستانش جهان را ناامن کرده است و کودکان اولین قربانیان آن هستند. فاجعه‌ای که نظام‌های  فاسد سرمایه‌داری وحاکمیت‌های شبه‌فاشیستی و استبدادی درجهت تأمین منافع غارتگرانه شان به مردم تحمیل می کنند. از فجایع کشتار بی‌رحمانهٔ کودکان بیگناه در غزه و ایران و سودان  گرفته تا بمباران و انهدام زیر‌ساخت‌های اقتصادی که به فقر بیشتر جامعه منجر شده و به‌تبع آن به افزایش پدیدهٔ کار کودکان و روانه ساختن آنان از پشت نیمکت‌های مدارس به بازارهای کار اجباری و نابود ساختن دنیای کودکی آنان می انجامد.

هر چند بنا بر اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، منشور جهانی حقوق سندیکایی مصوبهٔ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کار، و پیمان‌نامهٔ حقوق کودک، کار کودکان نقض آشکار حقوق انسان و کرامت انسانی است  و ممنوع می باشد و در قوانین مدنی کشورها نیز این ممنوعیت درج شده است. با این وجود، برپایهٔ داده‌های سازمان بین‌المللی کار، همچنان صدها میلیون دختر و پسر در سراسر جهان به کار آن هم در شرایطی غیرانسانی مشغول بوده و از امکانات اولیهٔ رشد فردی و اجتماعی، آموزش و پرورش مناسب، بهداشت، تفریح، و آزادی‌های اولیه بی‌بهره‌اند. بر اساس آمار مشترک یونیسف و سازمان بین‌المللی کار، “حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان مشغول به کار هستند. از این تعداد حدود ۵۹ میلیون نفرشان دختر و ۷۸ میلیون نفرشان پسر هستند. همچنین حدود ۵۴ میلیون کودک در مشاغل سخت و خطرناک فعالیت می‌کنند، مشاغلی که سلامت جسمی و روانی آنان را تهدید می‌کند و اغلب مانع ادامه تحصیل‌شان می‌شود” (به‌نقل از: خبرگزاری زن، ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵). مطابق این رقم  نزدیک به ۸ درصد از کودکان جهان درگیر کار اجباری هستند. ‌به‌این ترتیب، سرمایه‌داری غارتگر برای بهره‌مندی از نیروی کار ارزان و فرونشاندن ولعِ سیری‌ناپذیرش در کسب سود بیشتر، به استثمار کودکان کار ادامه می‌دهد، کودکانی که از آسیب‌پذیرترین و ارزان‌ترین نیروهای انسانی هستند.

وضعیت فاجعه‌بار کودکانِ کار در ایران

حکومت جمهوری اسلامی همواره از ارایهٔ  آماری دقیق و رسمی دربارهٔ تعداد کودکان کار خودداری کرده است. سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان مدافع حقوق کودک در برخی از برآوردهای‌شان تخمین می‌زنند فقط در محدودهٔ  شهر تهران بیش از بیست هزار کودک کار ازجمله چهار هزار کودک زباله‌گرد وجود دارند، کودکانی که قربانیان خاموش فقرند و اغلب در معرض انواع خشونت‌های جسمی و روانی، تعرض، تجاوز، تحقیر، و آزار قرار دارند.

به‌گفتهٔ یکی از پژوهشگران حوزهٔ حقوق کودک “در گذشته کودکی که در خیابان کار می‌کرد عمدتاً چهارده یا پانزده ساله بود در دهه‌های اخیر این سن به شش یا هفت سالگی رسیده است. فشارهای اقتصادی به حدی رسیده که حتی سپر حفاظتی غریزی برای دوران خردسالی نیز در حال فروپاشی است” (طاهره پژوهش/آتیه آنلاین،  ۲۵ آذرماه ۱۴۰۴).

کار کودک در ایران آینهٔ تمام‌نمای اجرای اقتصاد نولیبرالی و اثرات فاجعه‌بارش در جامعه است که یکی از آن‌ها کودکان کار است. کودکان کار را می‌توان همه جا دید، در کف خیابان‌ها، در متروها، در کارگاه‌های زیر زمینی، در زمین‌های کشاورزی و مزارع، در کارهای توان‌فرسای خدماتی یا ساختمانی،  درکولبری، درکوره‌های آجرپزی، در جمع‌آوری پسماندها، و جز این‌ها. به‌طور نمونه “در کارگاه‌های کیف‌دوزی اطراف بازار تهران کودکان نیروی کار اصلی را  تشکیل می‌دهند. کارفرمایان در این بخش برای فرار از قوانین کار بیمه و حقوق بزرگسالان به استخدام کودکان روی می‌آورند. این نشان می‌دهد که سیستم اقتصادی ما نه تنها به‌صورت منفعلانه اجازه کار کودک را می‌دهد بلکه به‌طور فعال آن را برای کسب سود بیشتر تشویق می‌کند”(آتیه آنلاین).

 استثمار کودکان زباله‌گرد از سوی مافیای شهرداری در سطح شهر تهران که عمدتا ریشه در قراردادهای کلان پیمانکاران خدمات شهری دارد دیر زمانی است که برای اذهان عمومی روشن و آشکار شده است. راه‌حل مقام‌های رژیم جمهوری اسلامی در برابر این معضل بزرگ اجتماعی، نه مبارزه با مافیای زباله و کوتاه کردن دست دلالان و پیمانکاران سود جو و یا ریشه‌یابی این معضل رشدیابنده است،  بلکه فقط درحرکت‌هایی مانند “طرح‌های ضربتی برای جمع‌آوری کودکان کار” و یا “پاک کردن چهره شهر از کودکان کار” (به‌نقل از: سخنان زاکانی شهردار تهران) و تحقیر این  کودکان  خلاصه می‌شود که انتقاد شدید فعالان حقوق کودکان را به‌دنبال داشته است.  با این حال، نهادهای مردمی و فعالان حقوق کودکان که در زمینهٔ ارائه خدماتی مانند سوادآموزی، بهداشت و سایر  کلاس‌های آموزشی به کودکان کار و خیابان تلاش می کنند، مانند فعالان سایر نهادهای مدنی همواره مورد سرکوب و فشار نیروهای امنیتی قرار دارند. آنان همچنان دستگیر و زندانی می شوند یا برای نهاد کمک‌رسانی مردمی آنان مجوز صادر نمی‌شود.

هم‌اکنون با تشدید بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی و به‌ویژه جنگ خانمان‌سوز و اثرات مخرب آن بر سفره زحمتکشان از جمله گرانی،  بیکاری، و کاهش شدید  توان معیشتی خانواده‌ها بناچار کودکانی بیشتر برای کمک به معیشت خانوار به چرخه بازارهای غیررسمی کار روی می آورند. امروزه معضل فقر در کنار سایر معضل‌های اجتماعی جزو مهم‌ترین عامل ترک تحصیل کودکان در ایران شده است . بر اساس گزارش‌های برخی منابع- ازجمله روزنامهٔ “عصر ایران”، ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴- تا کنون ۷۰ درصد ترک تحصیل‌ها مربوط به دهک‌های درآمدی پایین است. خانواده‌هایی که به‌علت درآمد ناکافی توان تأمین هزینه‌های تحصیل، پوشاک، تغذیه، و رفت‌وآمد فرزندان‌شان را ندارند، ناگزیر آنان را از مدرسه بازمی‌دارند. در برخی مناطق، مانند سیستان و بلوچستان، نرخ ترک تحصیل به بیش از ۱۵ درصد می‌رسد (همان منبع) که می توان انتظار داشت این آمار در آینده ای  نزدیک افزایش یابد.

فاجعهٔ وجود کودکان کار و افزایش روزافزون آنان در جامعه همچنین نشانگر ناتوانی و عدم اراده حاکمیت برای رفع مشکلات پایه‌ای اقتصادی و معیشتی مردم است که بر دوش کارگران و زحمتکشان و بازنشستگان سنگینی می‌کند و همواره در مبارزات و اعتراضات معیشتی شان بازتاب  دارد.

تشکیلات دمکراتیک زنان ایران عقیده دارد کودکان و نوجوانان ایران آینده‌سازان جامعه هستند. سلامت و رشد فرزندان میهن در زمینه‌های تربیتی، فرهنگی، و تحصیلی متضمن زمینه‌های رشد و شکوفایی و باروری سرزمین و مردم ماست. ما بر این باوریم که حل معضل کودکان کار در میهن ما به تغییر سمت‌گیری اقتصادی- اجتماعی ضد مردمی کنونی وابسته است. تأمین محیط سالم و امکانات لازم برای رشد مادی و معنوی کودکان و نوجوانان و حفظ کرامت انسانی آنان از وظایف اولیه و بنیادین دولت‌ها است. دوران کودکی دوران رشد و یادگیری است، نه استثمار و اجبار. تحقق این امر در حکومتی دمکراتیک با حهت‌گیری اقتصادی‌ای مبتنی بر منافع مردم امکان‌پذیر است نه با حاکمیتی که منافع کلان‌سرمایه‌داران و غارتگران را تأمین و تضمین می‌کند.

  

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران

 

۲۰ خرداد ۱۴۰۵